تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
استخدام كرد استخدامى كه بر مبناى عدم تناقض باشد . زيرا دائما نتيجه در استقراء كامل بزرگتر از مقدمات خواهد آمد از اين نظر كه نتيجه شامل افرادى است كه در آينده بوجود مىآيند درحاليكه آن افراد هنوز مورد استقراء قرار نگرفته‌اند . و در اينمطلب كه گفته شد فرقى نميكند كه مورد استقراء جزئيات باشد از قبيل خالد و بكر و زيد به منظور نتيجه‌گيرى حكم عامى از براى نوع انسان مانند حكمى كه ميگويد : هر انسانى گرسنه مىشود و يا مورد استقراء انواع باشد مانند انسان و اسب و شير به منظور نتيجه‌گيرى حكم عامى از براى جنس حيوان همچون حكمى كه بگويد هرحيوانى مىميرد زيرا نه افرادى كه فعلا هستند نمايندهء تام و تمام نوع ميباشند و نه انواعى كه موجودند نمايانگر كامل جنس ، بلكه از نظر منطق امكان اين معنا هست كه براى نوع ، افراد ديگرى و براى جنس ، انواع ديگرى در آينده يافت شود و طبيعى است كه استقراء فعلى از دادن حكم عامى نسبت به آن نوع‌ها و آن جنس‌ها عاجز خواهد بود بلكه حكمش فقط در حدود افرادى است كه بررسى آنها در خلال عمل استقراء انجام گرفته است . و علاوه‌بر آنچه كه گفتيم اگر دقّت منطقى شود مىبينيم كه استقراء به تنهائى همين حكمى را كه از افراد موجود بدست آورده حتى نسبت به خود همين افراد بطور عموم نميتواند ثابت كند بلكه مختص به همان لحظاتى خواهد بود كه عمل استقراء انجام گرفته مثلا وقتى ما خالد را مورد بررسى قرار داده و ديديم كه او نيز در عداد بقيّهء افراد كه استقراء شده گرسنه مىشود ما را چنين حقّى نيست كه حكم كنيم بر اينكه خالد در همه حالات گرسنه مىشود زيرا ما او را فقط در يك حالت مورد بررسى قرار داده‌ايم و اكنون همگانى نمودن حكم حتى در غير آن حالت كه استقراء بالمباشرة انجام گرفته از نظر منطق قابل استناد باستقراء نيست بلكه آن نيز سيرى است از خاص بعام و در نتيجه ، همان خلاء و شكافى كه در هرسير از خاص بعام مىباشد در اين نيز خواهد بود .