دارد استخدام نميشود بلكه عادتا نقشى بزرگتر از اين را دارد و در آن نقش اثبات مىكند كه واقعيّت و عالم خارجى وجود دارد و ما در قسم آخر اين كتاب - انشاء اللّه تعالى - خواهيم دانست كه سند حقيقى از براى اعتماد يك فرد انسان عادى و مستوى الخلقه در اينكه براى پديدههائى كه از عالم خارج درك مىكند براستى وجود واقعى خارجى هست همان استقراء است و پيدا است در چنين تطبيق در دليل استقرائى اينكه نتيجهايكه از راه استقراء بدان استدلال مىشود فقط تكرار آنچه كه در خلال حالات متعاقبه براى شخص استقراءكننده حاصل شده است نيست تا فرض كنيم كه اين نتيجه ، عكس العمل منبّه شرطى است كه اين عكس العمل با آن منبّه شرطى ارتباط پيدا كرده است بسبب آنكه منبّه شرطى با منبّه طبيعى در خلال آن حالات همراه و همزمان بوده است ، بلكه نتيجهايكه در اين تطبيق با استقراء به آن استدلال شده است يك چيز تازهء به تمام معنا است كه با همهء عكس العملهاى پيشين اختلاف دارد و از همين جهت ما بايد ميان استدلال استقرائى و قانون حركات شرطيّه فرق بگذاريم .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٣٣