( شناسائى مذهب ذاتى )
تا اينجا دانستيم كه مذهب عقلى در علاج مشگل استقراء و توجيه دليل استقرائى چه راهى را گرفته است همچنانكه روشهاى سهگانهء فكر فلسفى تازه را در زمينهء تحليل دليل استقرائى و ارزيابى آن نيز دانستيم اكنون در كنار بررسى استقراء براساس مذهب عقلى و مذهب تجربى ميخواهيم دليل استقرائى را براساس مذهب سوّمى در تئورى شناخت نيز بررسى كنيم كه نام آن را مكتب ذاتى ميگذاريم تا از دو مكتب عقلى و تجربى امتياز داشته باشد مقصود ما از مكتب ذاتى روش تازهاى است در تئورى شناخت . كه با روشهاى متعارفى كه در مكتب عقلى و مكتب تجربى بوده است اختلاف دارد .
ما پيش از آنكه به بيان نظريّهء مكتب ذاتى نسبت بدليل استقراء تفصيلا وارد شويم ناچاريم كه بطور كلى فرق اساسى ميان اين سه راه را بيان كنيم و آن بشرح زير است .
در تفسير شناخت بشر ، دو نقطهء اصلى و رئيسى ديده مىشود .
اول : در تشخيص چشمهء شناخت بشرى ، دانشمندان مكتب تجربه معتقدند كه آزمايش و آگاهى حسى يگانه مصدر شناسائى است و در نزد آدمى هيچ شناخت قبلى كه از حسّ و تجربه ناشى نشده باشد يافت نميشود و دانشمندان مكتب عقلى معتقدند كه قضايا ، و معارفى هست كه آدمى آنها را پيش از تجربه و به صورتى مستقل و بىنياز از حسّ و تجربه درك نموده است و همين قضايا است كه اساس معرفت بشرى را تشكيل ميدهد و پايهاى است كه زيربناى همهء شناختها است و در اين نقطه است كه مكتب ذاتى و مكتب عقلى بهم ميرسند و اينمطلب را در قسمت اخير