تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
واقعست مستقرّ سرير خلافت و مقرّ تخت حشمت و ايالت نمودند و مدينهء طيّبهء سمرقند را مجددا محل نشر آثار عدالت و مورد جلايل لطف و عنايت ساختند .

وصف شهر سمرقند

چه سمرقند ! جنّت روى زمين ، ارجا و انحاء او محفوف بقصور حور عين ، بساتين دلستانش از جنّات عاليات حكايتى و عيون زلال بخش او از عين سلسبيل كنايتى ، سواد او همچو خط خوبان رقم نسخ بر صفحهء محاسن بلدان عالم كشيده و بياض صبح غرّاء سعادت از افق نور فشانش بر جهان دميده ، خاك عبير مثمارش از تربة طيّبهء كثبان مشك جنّت نشان دهد . يادش از فوايح روايح
« أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ »
« 1 » رايحه بخش سكّان است و هوايش نمودارى از نسيم شمال باغ جنانست ، صحراهاى دلپذيرش از سبزهء زمرد فام فرش اخضر بر بساط اغبر غبرا گسترده و روايق شقايق او نشانى از شقايق النعمان بر روى زمين آورده ، لاله زارهاى او داغ حسرت بر دل گلزار ارم نهاده و از شعلهء حسن او آتش در دل گل احمر فتاده ، هر باغ او موسم بهار از نقوش گل و ارغوان و نرگس و ضيمران « 2 » كارخانهء نخل بندان چين را رقم بطلان كشيده و شكوفهء اغصان جنانش همچو صبح صادق در اسحار بر افق اشجار دميده ، طعم فواكه لذيذش مذاق اذواق را لذت
« فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ »
« 3 » چشانيده و نعومت دقيق حوّارى او همانا آدم را از بهشت جاويد بيرون كشانيده . ابيات
تربتى كو بهشت مانندست * خاك محفوظهء سمرقندست
باد او نفحهء « 4 » ز باد بهشت * ياد او غم زدا چو ياد بهشت [ 123 ر ]
راه جنّت نموده مسلك او * نهر خلدست آب كوهك او
هامش
( 1 ) - سورة الحجر قسمتى از آيهء : 22 . ( 2 ) - در اصل : ضميران . ( 3 ) - سورة - الواقعه آيات : 32 و 33 . ( 4 ) - در اصل : نعجه .
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى ) — صفحة 280 | فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى / منوچهر ستوده