سازد [ 120 ر ] و اساس بنيان ساكنان آن ديار را از بيخ براندازد .
ابيات
چون حصار كلات در عالم * قلعهء نيست راسخ و محكم
كوهها سر بيكدگر داده * در ميان قلعهايست افتاده
سر باوج فلك رسانيده * چرخ را گرد خود دوانيده
قلعه بانى كه حافظ « 1 » آنست * شب همه شب سمير كيوانست
كى در احكام قلعهء خلل است * كه نگهبان در گهش ز حل است
نسر طاير عتاب پايهء او * هفتمين چرخ زير سايهء او
چه كند ساكنش به قوت زمين * كش بود قوت خوشهء پروين
حيوان كى ز قوت مغبونست * كاهش از كهكشان گردونست
هيچ كس در فضاش راه نكرد * فتح اين قلعه هيچ شاه نكرد
آرى لطف جناب سبحانى * داده توفيق خان شيبانى
كه درو راه برده لشكر او * فتح اين قلعه كرده قنبر او
تا جهان هست خان شيبان باد * كمترين چاكرش جهانبان باد
در زمانى كه ملك خراسان در دست جغتاى بود سلطان حسين ميرزا آن قلعه را در جملهء ولايت طوس به فرزند خود كبك ميرزا داده بود و او در آن قلعه ذخيرهء وافيه نهاده و اهل و عيال و جماعت خود را در آن قله متحصن ساخته چون كبك در مشهد به تيغ لشكر خانى مقتول شد ، آن قلعه با ساير مملكت طوس و نسا و باورد در تصرف بندگان حضرت خان در آمد و چون اعداء دولت تمامى مخذول و منكوب شده بودند كسى التفات بحفظ آن حصار متين ننمود ، تا آن سال كه رايات همايون بعزم دفع قزّاق به بخارا فرمود . كرّت اول بعد از فتح خراسان ، اولاد « 2 » سلطان حسين ميرزا « 3 » بخراسان آمدند . شاه محمد ديوانه نام از بخشيان جغتاى
هامش
( 1 ) - در اصل : حاضر .
( 2 ) - در اصل : خراسان و اولاد .
( 3 ) - در اصل : ميرزا سلطان حسين .