تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
و در اواخر ذى حجهء اين سال فقير به حسب تقدير كه زنجير پاى تدبير است از صحبت حسين خان گسسته و از بداؤن به آگره آمده به وسيلهء جلال خان قورچى و مرحوم جالينوسى حكيم عين الملك شاهنشاهى را ملازمت نمود و چون در آن ايام متاع دانش رواج بسيار داشت ، به مجرد رسيدن به شرف مخاطبه اعزاز يافته داخل اهل نشست گشت تا به علمايى كه كوس تبحّر مىزدند و فردى را در نظر نمىآوردند ، در بحث انداختند و خود مميز بودند و به عنايت الهى و به قوّت طبع و ذكاى فهم و دليرى كه لازمهء عهد شباب بود بر اكثرى غالب مىآمد و چون در وقت ملازمت تعريف كرده بودند كه اين فاضل بداؤنى سركوب حاجى ابراهيم سرهندى است ، مىخواستند كه او ملزم شود الزام‌هاى پسنديده داده شد و شيخ عبد النبى صدر عالىقدر را خود از جهت عدم توسل به او مزاج بر فقير ناخوش بود حالا كه در ميان مناظره طرف مقابل ديد ، همان مثل راست آمد كه مار گزيده افيون خورد ، تا آخر رفته رفته آن كلفت به الفت مبدل شد و در همان ايام شيخ ابو الفضل خلف صدق شيخ مبارك ناگورى كه ستارهء دانش و هوشمندى او تابش داشت به ملازمت آمد و به گوناگون الطاف امتياز يافت و در اين سال عمارت عالى و قصرهاى رفيع و وسيع در راه اجمير به اتمام رسيد و باعث بر آن اين بود كه چون هر سال از غايت اعتقاد رفتن به اجمير لازم ساخته بودند ، بنابر آن از آگره تا به آن مقصد در هر منزل محلى تعمير فرمودند و در هر كروهى يك مناره و چاهى ساختند و چند صد هزار شاخ آهو كه در مدت عمر شكار كرده بودند بر هر مناره گرفتند تا يادگارى در عالم بماند . و « ميل شاخ » تاريخ يافتند . كاشكى به جاى آنها باغى يا سرايى حكم مىفرمودند و در اين سال به رهنمونى شهباز خان كنبو رسم داغ و محله در ميان آمد و حكم تعين كروريان در تمام ممالك محروسه و خالصه شدن ولايت به يك قلم فرمودند چنانچه مذكور شود ، ان شاء الله تعالى . و در سلخ صفر سنهء اثنى و ثمانين و تسعمائة ( 982 ) به آهنگ تسخير مملكت بنگ به كشتى نهنگ سر نشستند و باعث بدين سفر آن بود كه چون سليمان افغان كررانى كه از عهد سليم شاه ولايت بنگ را در تصرف داشته استقلال تمام يافته بود از جهان درگذشت ، پسرش بايزيد روزى چند قايم مقام او شده به جهت بدسلوكى