تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
گذاشتند فرود آمدند و چندان كشاكشى واقع شد و مردم از جانبين به قتل رسيدند كه وهم از تعداد آن عاجز باشد آخر به مقتضاى الأسلام يعلو و لا يعلى عليه قريب به شام نسيم فتح بر جانب سرذمهء قليلهء غازيان وزيد و كفار رمه رمه و گله گله روى به گريز نهادند و دست‌هاى سپاهيان را مجال حركت در ضربت شمشير و تير نمانده و در آن بيشهء انبوه با هم مخلوط شده فرق از دوست تا دشمن نبوده ، به يكديگر از ضعف نمىپرداختند و بعضى بندگان موفق راسخ قدم در آن حالت هم احراز فضيلت غزا و هم مثوبت صيام نمودند به خلاف فقير كه چون بىطاقت شدم بارى دم آبى رساند تا گلو تر ساختم و بعضى از ممرّ بىآبى جان سپردند و ياران نيك نيك به شهادت پيوستند .
هرگز فلك انديشهء كارم نكند * بر هيچ مراد كامكارم نكند لب تر نكند ز قطرهء آب مرا * تا خون دو ديده دركنارم نكند
بعد از فتح حسين خان به كوچ متواتر به كانت و گوله رفته آنجاها را استحكام داد و ابراهيم حسين ميرزا در آن زمان در نواحى پرگنهء لكهنو پانزده كروهى سنبل رسيده بود به همان زخم محفّه سوار به استقبال جنگ ميرزا در قصبهء بانس بريلى رفت و در يك روز از آنجا به ايلغار تعاقب نموده به سنبل آمد و ميرزا چون حقيقت مردانگى او را به يقين مىدانست ، صرفه در جنگ او نديده به راه امروهه بازگشته در نواحى لكهنو فاصله از ما تا او هفت كروه بود و اگر با حسين خان كه زخمى بود جنگ مىكرد خدا داند تا چه مىشد و يكى از كنكاش‌هاى غلط ميرزا اين بود كه در آن طور فتور بر حسين خان نريخت و معين الدين خان فرنخودى حاكم سنبل با جمعيت انبوه و ديگر امراى متفرق جايگيرداران نواحى كه قلعه بر روى كشيده بود چون نيم شبى آواز نقارهء حسين خان شنيده‌اند گمان برده‌اند كه مگر ميرزا بر سر ايشان رسيده و از رعب عظيم دست و پا گم كرده‌اند . چون از پايان قلعه فرياد زده‌اند كه حسين خان به مدد آمده است آنجا به خاطر جمع پيشواز برآمده‌اند و روز ديگر به منزل شيخ فتح الله « 1 » ترين كه از خلفاى نامى شيخ الاسلام فتح‌پورى است ، رفته به مشورت نشسته و مصلحت چنان ديدند كه همه با تولك خان قوچين « 2 » و بيگ
هامش
( 1 ) . نسخه : فتح الله افغان تربنى . ( 2 ) . نسخه : قولچين .