تمام هندوستان افتاد .
و در سنهء تسع و عشرين و ثمانمائة ( 829 ) باز به جانب ميوات رفته قلعهء اندور و الور را بگشاد .
و در سنهء ثلثين و ثمانمائة ( 830 ) بيانه را از محمد خان اوحدى گرفت و اوحديان را به كوشك جهاننماى فرستاد تا در آنجا ساكن باشند و بيانه را به ملك مقبل خان بندهء خويش و سيكرى را به ملك خير الدين تحفه داد و خود به گواليار لشكر كشيد و رايان آن ديار اطاعت او قبول كردند .
و در سنهء احدى و ثلثين و ثمانمائة ( 831 ) ايلچيان قادر خان حاكم كالپى در دهلى رسيدند و خبر رسانيدند كه شرقى او را محاصره دارد . مبارك شاه در مقابل شرقى روان شد و در اين اثنا خبر آمد كه شرقى بهون گائون را تاخته در آنجا فرود آمده است و داعيهء رفتن در بداؤن دارد و مبارك شاه كه در گذر نوهپتل از آب جون عبره كرده و موضع جرتولى را تاخته در قصبهء اترولى رفت و آنجا خبر رسيد كه مختص خان برادر شرقى با لشكر و فيل بسيار در حدود اتاوه رسيد . مبارك شاه ملك الشرق محمود حسن را با ده هزار سوار بر مختص خان نامزد كرد و مختص خان به شرقى پيوست و شرقى كنار آب سياه عرف كالينى « 1 » پانى را گرفته ، نزديك قصبهء برهان آباد كه تعلق به اتاوه داشت آمد و مبارك شاه از اترولى كوچ كرده در قصبهء كوته فرود آمد و شرقى جنگ ناكرده به جانب قصبهء راپرى و از آنجا از جون گذشته به بيانه رفت و كنار آب كيتهر مقام ساخت و مبارك شاه از عقب او به چندوار آمد و ميان هر دو لشكر مسافت چاركروه ماند و يزكيان يكديگر نمودار مىشدند تا بيست روز با هم مقابل بودند . آخر شرقى به استعداد تمام برآمده از نيم روز تا وقت شام ميان فريقين جنگ عظيم واقع شد و جنگ در آن روز قايم ماند . روز ديگر شرقى به جانب ولايت خود بازگشت و مبارك شاه بعد از اينكه جانبين مسلمانان بودند ، تعاقب او نكرده به جانب استگانه آمد و تسخير آن ديار نموده كنار آب چنبل را گرفته در بيانه نزول نمود و محمد خان اوحدى به تقريب آنكه شرقى را ديده بود و هراسان شده در قلعه متحصن گشته بود ، باز امان گرفته آمد و مبارك شاه را ديد و
هامش
( 1 ) . در متن فارسى : « كالى پانى » از متن و پاورقى ترجمهء انگليسى اصلاح شد .