و ز سبزه بر ابروى چمن و سمه كشيد * و ز غاليه بر فرق سمن كسمه شكست * 11
در خانه تاريكتر از شب ديجور * 12 و سكنه تنگتر از دل رنجور :
نشسته بودم و مشغول كار خود بودم * دمى ز صحبت اغيار ، يار خود بودم
صورت اباطيل آمال * 13 و اضاليل امانى * 14 كه دمبدم بر لوح خيال مرتسم مىشد ، مىستردم و نقش تصورات محال كه بديهة بر سطح « 1 » دماغ مصور « 2 » مىگشت ، محو مىكردم و مىگفتم « 3 » :
چند آيد اين خيال و رود در هواى « 4 » دل * خود ، كى برآيد از گل انديشه پاى دل
طيور از سر حضور قلب ، چون عاشقان فراق كشيده ، ناله : هل بعد هذا الوقت وقت يرتجى * 15 ، به عيوق * 16 رسانيده كه « 5 » طفل رضيع نبات * 17 در حجره ناميه به حد بلوغ رسيد و تو همچنان نابالغ ، و سوز آتش از دل لاله ، زبانه بر چرخ اثير * 18 كشيد « 6 » و تو از آن فارغ .
تا كى آخر چو بنفشه سر غفلت در پيش * حيف باشد كه تو در خوابى و نرگس بيدار
اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود * هركه فكرت نكند نقش بود بر ديوار
پيش از آنكه فرصت ادراك فايت گردد و الفائت لا يستدرك * 19 ، در پناه توبه گريز و دست در دامن تدارك و اعتذار زن و خود را بر فتراك جدّ و جهد بند و پاى در راه ساختن زاد معاد و عتاد يوم التنادنه * 20 .
برون كن اى دل شوريدهبخت « 7 » سوختهرخت * ز گوش ، پنبه غفلت ، كنون كه هست مجال
عظام خلّك تحت التّراب بالية * و انت تلعب فوق التّراب كالاطفال * 21
و عنان نفس بدفرماى از چنگ طبيعت برباى و از متابعت هواى طبع بگريز و در مطاوعت * 22 احكام شرع آويز و از « 8 » آنچه به تقويت وقت شريف و تضييع عمر
هامش
( 1 ) - ب و ج : صحن
( 2 ) - ج : متصور
( 3 ) - ج : + بيت
( 4 ) - ب و ج : سراى
( 5 ) - ب و ج : - كه .
( 6 ) - ب و ج : كشيده .
( 7 ) - ج : + واو
( 8 ) - ب و ج : - از .