يمين ملك پذيرفته از يسار تو يُسر * درخت جود گرفته ز همت تو نثار
نموده كوه ز حزم تو دمبدم اعجاز * محيط كرده مدام از عطاى تو اخبار
جهان رموز ثبات تو مىكند تعليم * سحاب ورد زكات تو مىكند تكرار
هميشه دست تو پيرايه اولى الالباب * مدام خط تو سرمايهء اولى الابصار
امام اهل قلم كلك تو به نرم و درشت * امير ملك و سخن نطق تو به سرّ و جهار
نمونه يد بيضا كف تو بىتغيير * مثال آب خضر خاطر تو بىانكار
جناب تست چو طور كليم با رتبت * كلام تست چو آب حيات با مقدار
وزن رباعى
هم عقل پذيرفته ز حرم تو ثبات * مفعول مفاعلن
هم بحر گرفته ز عطاى تو زكات * دست و قلم تو يد بيضاء كليم
خط و سخن تو خَضِرِ آب حيات * انار تا نشود بر درخت چون آبى
چغانه تا نبود در سرودن چون مزمار * هميشه چرخ ز قدر تو باد پاى سپر
مدام بحر ز جام تو باد جرعهگسار * شده سپهر برين با جلال تو عاجز
فتاده با كف تو در دل بحار بخار * مدام همسر خصمت عنا و داده به قهر
اجل برابر او عرض لشكرى جرار
بحر رمل سالم
نشود چرخ با جلال تو همسر * فعلات مفاعلن فعلاتن
نبود بحر با كف تو برابر * سپهر ، مسند صدر تو باد و خاك درت
چو سرمه گشته سزاوار ديدهء احرار * دل سپهر تو را بنده باد ، هموار
ميان مجلس بزم تو مهر مشعلهدار * يگانه باش و مقدم كه سوى سده چرخ
زمانه مىبرد از خاك درگه تو نثار * نهال جاه تو سر سبز باد و صورت بخت
بر آستانه درگاه تو گرفته قرار * حساب عمر تو بىحصر باد و تا باشد
دل تو فارغ باد از صروف ليل و نهار * مثمن صحيح ضرب از رمل سالم
مسند صدر سپهر سده جاه تو باد * فاعلات فعلاتن
سرمه ديده مهر خاك درگاه تو باد * فاعلاتن فعلاتن