اول در تعظيم و تبجيل علماء كه ، چابكسواران « 1 » قلم فتوى و گوىربايان ميدان تقوىاند ، حلقهء امرهم حتم * 18 در گوش كنيد و كمر ، طاعتهم غنم * 19 بر ميان بنديد و در تعظيم و توقير ايشان غايت « 2 » جهد مبذول داريد كه كيفيت اصول « 3 » و فروع دين و ملت و كميت مقادير ملك و دولت و نظام حل و حرمت اسلام و شريعت به احكام ايشان باز بسته و نص « 4 » :
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
* 20 در حق ايشان منزل شده و بر نصّ خاتم راى و ضمير ايشان نقش پذيرفته و سر « 5 » :
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
* 21 به نور علم و وفور « 6 » دانش اين گروه ظاهر و لايح گشته ، فعظّم مقادير اهل العلوم فقد اوجب اللّه اعظامهم * 22
وارثان انبيااند ، اهل علم * رشحه اقلام * 23 ايشان كيمياست
توتياى ديدهء اهل يقين * خاك پاى وارثان انبياست
و دبيران و خداوندان قلم را گفت كه نوك خامهء شبرنگ ايشان كه بلبل بستان بلاغت است و زبان كلك غاليه بارشان عندليب اغصان براعت « 7 » چون بر عذار كافورى صبح از زلف مشك افشان شام « 8 » دام عنبر فام كشند . ، رخسار ملك و چهرهء دولت را به خط دوام و خال خلود آراسته دارند و هنگام آن كه طاير زرين و طوطى هورآفرين « 9 » را از نافهء چين زّقهء مشكين دهند « 10 » ، خزانهء قارون را در زواياى خانه وديعت نهند ، لمصنفه « 11 » :
چنان كه تيغ شهنشه اساس ملك نهد * زبان خامهء دستور ، كار دين سازد
دو توأمند حسام و قلم كه خسرو عهد * به پشتگرمى اين هردو گردن افرازد
هامش
( 1 ) - ب و ج : + مضمار فتوى و اخترشناسان گردون تقوىاند نهايت جهد مبذول داريد .
( 2 ) - ب و ج : + بذل .
( 3 ) - ج : اصول دين و فروع ملك دولت .
( 4 ) - ج : + آيه .
( 5 ) - ج : + آيه .
( 6 ) - ب : نور دانش .
( 7 ) - ج : براحت .
( 8 ) - ب و ج : - شام .
( 9 ) - ج : نورآفرين .
( 10 ) - ب و ج : + واو .
( 11 ) - ب و ج : - لمصنفه .