جودوا على مشتاقكم بلقائكم * فالصّبّ عند لقائكم مرتاح « 1 »
و تغنّموا فالوقت طاب لقربكم * راق « 2 » الشّراب و راقت الارواح * 9
يا لعل ناب نوشند از صبح تا به شام * يا لعل يار بوسند از شام تا سحر
همگنان بر مقتضاى فرمان جمشيد در موارد مرادات و مشارع لذات به خلاف شرع شروع كردند و تمتع نعيم جاودانى به تتبع شهوات نفسانى از دست بدادند . يكى مىگفت امروز كه مراد نفس حاصل است و مواد انس متواصل :
بده جام مى ، اى سرو سهى ، زود * كه زود از ما جهان خواهد تهى بود
چو زد مرغ سحرگاهى پر و بال * پر و بالى بزن تا خوش شود حال
مى جان پرورم ده در صبوحى * فانّ الرّاح ريحانى و روحى * 10
ديگرى مىگفت : اكنون كه نسيم ارديبهشت « 3 » مزاج تسنيم بهشت داد ، لمولفهء « 4 » :
بيار « 5 » آن باده خوش بوى چون مشك * كه همچون ماهى افتاديم بر خشك
بيا تا يك شبى دلشاد باشيم * دمى از غم چو سرو آزاد باشيم
به شادى آستينى برفشانيم * چو تنگ آمد « 6 » اجل ، مركب برانيم
مى و معشوق و عشق و روز نوروز * ز توبه توبه بايد كرد « 7 » امروز
ديگرى مىگفت كه در اين موسم ، صبا در تنسم است و شكوفه در تبسم و گل رعنا در تغنج * 11 و بلبل در تفرج و روايح « 8 » گل بنياد تنسم كرد و زبان عندليب آغاز ترنم و صبا جيب لاله بگشاد و شمال ، گريبان غنچه چاك زد :
چمن از دست گل پيمانهها خورد * صبا زلف سمن را شانهها كرد
كنار جوى از سبزه چپر بست * ميان كوه از لاله كمر بست
هزاران گل چو طفل نوشكفته * ز برگ سبز لوح نو گرفته
هامش
( 1 ) - اساس : مرباح .
( 2 ) - اساس : راقت
( 3 ) - ج : ارديبهشتى .
( 4 ) - ب و ج : - لمولفه .
( 5 ) - ج : بيارا باده .
( 6 ) - ب و ج : آيد .
( 7 ) - ج : كردن .
( 8 ) - ب : رواح .