معامله رسيده گناه او ثابت شد و به موجب فرموده به قتل رسيد .
و پسر اميرزاده محمدى « 660 » با پسران امير عليشكر كه خال او بود به حكومت كرمان رفته بود . از صولت و صدمت امير حسن بيك پاى ثبات و قرارشان از جاى رفته با هزار سوار جرار فرار نمودند و خانه كوچ به استظهار تربيت ميرزا سلطان حسين از راه قهستان به هرات آمدند ، شنبه بيستم جمادى الأولى و به وفور اكرام و اعزاز مخصوص و سرافراز گشتند .
و تمام ممالك آذربايجان و عراق و فارس امير حسن بيك را مسلم و مستخلص شد و مخالفان در زمرهء عبيد و سلك موالى معدود و منتظم گشتند و چهرهء احوال رعيت به زيور حسن عنايت و لطف تربيت آرايش يافت و فراغت و رفاهيت خاص و عام در پناه امن و امان و سايهء عدل و احسان روى نمود .
بيت
خواند تيغش بر خلايق خطبهء فتح و ظفر * داده عدلش در ممالك مژدهء امن و امان
چون امير حسن بيك كار آن ممالك قرار داد و جناب مولاناى اعظم قاضى على را كه از مقرّبان او بود به رسم رسالت پيش ميرزا سلطان حسين فرستاد . « 661 » مضمون آنكه هميشه ميان آباى عظام و اجداد كرام اساس مودت و قاعدهء محبت رسوخ و استحكام داشته و چون به عناية اللّه تعالى دفع فساد امير جهانشاه و فرزندان او شد ، ميرزا سلطان ابو سعيد از طريقهء اسلاف خود تجاوز نمود و به آذربايجان آمد و اين جانب فرزند خود را از دار الملك تبريز بيرون آورد و يكى از برادر [ زادگان ] خود پيش او فرستاده آن مقدار تواضع و نيازمندى كه مقدور بود تمهيد
هامش
( 660 ) . يعنى ميرزا ابراهيم بن ميرزا محمدى بن ميرزا جهانشاه ( حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 220 ) ر ك به دولتشاه ص 461 .
( 661 ) . در حبيب السير تاريخ آمدن قاضى على به هرات هشتم رجب 874 است .