اطلاع يافت عنان عزيمت به صوب مملكت خراسان تافت و در قشلاق مرو شرف ملاقات ميسر شد و حضرت خلافت پناهى شرايط استقبال و مراسم تعظيم و جلال بهجاى آورد چنانكه روزى آن حضرت به صحبت ارشاد منزلت مىرفت و روز ديگر جناب ولايت انتساب به درگاه عالم پناه مىآمد « 556 » و بعد از مشورت بسيار راى بر آن قرار گرفت كه ماه چتر آفتاب اشراق به جانب ممالك عراق روان شود و ندانستند كه در آن راه به پاى خود به قتلگاه مىروند
وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ
« 557 » و خدمت خواجه به طرف ماوراء النهر عود نمود و رايات ظفر آيات به جانب ممالك عراق عزيمت فرمود .
ذكر عزيمت حضرت خلافت پناهى ميرزا سلطان ابو سعيد گوركان به صوب عراق و آذربايجان
حضرت سلطان آفاق از يورت قشلاق به عزم يورش ممالك عراق رايت آفتاب اشراق برافراخت و غلغلهء كوچ قيامت اثر زلزله در اطراف بحروبر و ولوله در ممالك هفت كشور انداخت و لشكرها كه به استحضار ايشان فرمان همايون نفاذ يافته بود ، در ظلال اعلام ظفر اعلام كه مطلع آفتاب فتح و فيروزى است جمع آمدند ، سپاهى كه از عقاب خدنگ بلندپرواز ايشان نسر طاير بر فلك بال فراغت نمىتوانست گشاد و نوك ناوك هريك در شب تار سينهء مور و ديدهء مار در يك سلك انتظام مىداد و از بيم سنان چون ثعبان و گوهر تيغ خونفشان جگر ماه و تير و زهرهء زهره و برجيس خونناب مىگشت و رخسار چون گلنار شيرسوار گردون بهسان چهرهء آبى زردفام مىشد و بهرام خونآشام بهسان كيوان سر در پس سپر زرنگارى
هامش
( 556 ) . اسفزارى : چنانكه دو نوبت پادشاه به صحبت خواجه مىرفت و يك روز خواجه به مجلس او مىآمد .
( 557 ) . سورة لقمان 34 .