معدلت و آثار مرحمت نضارت و طراوت تمام داشت و رايت دين و دولت و لواى ملك و ملت سر به فلك مىافراشت و حلاوت فراغت به مذاق خاص و عام مىرسيد و توسن بدلگام ايام در ركاب سپهر فرساى رام گرديده آرميد ، به مسامع جلال پيوست كه جمعى مردم هزاره كه در ولايت گرمسير و قندهار مىباشند متعرض آينده و رونده مىشوند و مسلمانان را از ايشان زحمت مىرسد و شرح اين سخن آن است كه قوم هزاره كه به هزارهء آقا مشهورند ايل والوس بسيارند و گله و رمهء بىشمار دارند و سالهاست كه در آن نواحى به فراغت و جمعيت روزگار مىگذارند و در زمان حضرت خاقان سعيد گاهى داروغه و محصل به آن حدود مىرفت و اموال مقررى از يشان مستخلص گردانيده به ديوان اعلى مىرسانيد و چون آن پادشاه سعيد از دار فنا به دار بقا خراميد و مزاج روزگار به هم برآمد و از هر طرف فتنه انگيزى سربرآورد ، پادشاهان مملكت خراسان را چندان مهم كلى روى نمود كه كسى را پرواى قضاياى مردم هزاره نبود . ايل والوس هزاره چندين سال از روى فراغت و استقلال به جمع اموال و ضبط احوال خود پرداختند و با آنكه ايشان را هرگز سردارى و سرى نمىبود درين فرصت ملك و وزير و امير مقرر ساختند و كرياس و درگاه و اساس و بارگاه پديد آمد و اگرچه مال و منال ايشان از حدّ وعد تجاوز نمود ، همچنان قطع طريق و قتل مسلمانان شعار و دثار آن زمرهء اشرار بود . درين سال كه عنايت ملك خلاق از اقصاى صحارى قلماق تا حدود ممالك عراق سلطان آفاق را مسلم فرمود و تمام آن ممالك شرقا غربا و برا بحرا در قبضهء اقتدار بندگان جانسپار قرار يافته بود حكايت عصيان آن جماعت كه پاى از سرحد بندگى بيرون نهادهاند و دست جور و بيداد به غارت و تاراج گشاده بر خاطر كوه وقار بسيار گران و دشوار آمد و عزيمت پادشاهانه و همت خسروانه بر تدارك آن مهم قرار يافت و فرمان همايون نافذ شد كه لشكرهاى جهان در ظل رايت فتح آيت كه مطلع آفتاب نصرت و ظفر است جمع آمدند و موكب همايون به طرف ولايت فوشنج نهضت نمود و از آنجا به جانب پل مالان * و قروق هزار جريب ميل فرمود و آوازهء عزيمت حضرت
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 942
مساهمون: كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
ص٩٤٢