جهان پيما به صوب مطلع خورشيد كامكارى و مستقر سرير جهاندارى معطوف گردانيد و اوايل ذى الحجه موكب همايون در مستقر دولت نزول فرمود و در آن ايام هر صورت خوب و نقش مرغوب كه در آيينهء خيال مصور بود به خوبترين وجهى روى نمود .
و درين سال ، * جناب فضايل مآب ، حاوى المعقول و المشروع ، جامع الأصول و الفروع ، مولانا شريف الدين عبد القهار غفر اللّه له كه در انواع علوم و اصناف فنون بحرى زاخر و حبرى ماهر بود و حفظ كلام ملك علام و شرف طواف بيت اللّه الحرام و سعادت زيارت النبى عليه الصلاة و السلام و لطافت آواز و فن ادوار و حسن خط و مهارت در علم سياقت و فن انشا و صنعت كيميا در مناقب ثواقب مىافزود و بدايع رسايل كه شواهد و دلايل اندر بر علم كامل و فضل شامل و ديوان اشعار چون در آبدار فضلاى روزگار را به يادگار گذاشت و نير عالمافروز سخن را چون نظم ثريا تا اوج جوزا برافراشت .
بيت
ز ان خانهء تير سخنش تركش جوزاست * كان عقد در ناب به از نظم ثرياست
القصه برادر اكبر و استاد دانشور ، بيستم ماه رجب المرجب ، چنانچه حساب حروف « افسوس از شريف دين » به زبان راز از سال واقعهء جانگداز خبر داد ، جناب استاد از سراى غرور به مأواى سرور خراميد و مجلس رضوان را به وجود شريف مشرف گردانيد * [ و چون در سفر حجاز ملازم قبلهء اهل نياز و مخصوص صاحب راز حضرت ولايت منقبت شيخ الأسلام مغفور مبرور شيخ بهاء الدين عمر قدس سره بود و در سر بيابان كه حضرت ولايت نشان براى هر دو كس يك كجا به بر يك شتر تعيين مىنمود فرزند سعادتمند يعنى شيخ الأسلام غوث الأنام شيخ نور الدين محمد دام ظله العالى را به مرافقت مخدومى اخوى مقرر فرمود .