بيت
در مزاج دهر عدل او چنان تأثير كرد * كاز پى فكر رمه گرگ است همراز شبان « 525 » *
درين ولا ، راى اعلى اقتضاى آن فرمود كه جمعى امرا مثل امير شجاع الدين شير حاجى و امير نظام الدين احمد يار و چند امير تومان و دلاوران نامدار به طرف مملكت ماوراء النهر و از آن حدود بر خبر باشند . چه آوازهء ميرزا سلطان حسين از آن جانب مىرسيد و امرا به موجب فرمان روان شدند .
و در ين اثنا ، از اطراف ممالك عراق پانزده هزار خانه كوچ احشام و صحرانشينان به ولايت خراسان آمدند كه از ظلم و جور تراكمه به جان آمده بودند و درين وقت فرصت يافتند . چه ميرزا جهانشاه به محاربهء ولد امير زاده پير بوداق و محاصرهء بغداد اشتغال داشت و انديشهء امرى ديگر پيرامون خاطر همايون نمىگذاشت و چون راى آفتاب اشراق سلطان آفاق از آمدن احشام عراق خبر يافت ، انوار آفتاب عنايت آن حضرت بر صفايح احوال پريشان ايشان تافت و سرخيلان احشام را رعايت تمام فرمود و همه را به عواطف پادشاهانه خاطرجويى نمود و ايشان را در اطراف ممالك خراسان يورت و مقام داد و ابواب مرحمت و عنايت بر روى اميد همگنان گشاد و مجموع در آن مملكت وسيع مقام و آرام گرفتند .
بيت
آرام يافت در حرم امن وحش و طير * آسوده گشت در كنف عدل انس و جان *
و درين ايام كه سلطان آسمان احتشام در دار السلطنهء هرات اقامت فرموده بود و رعيت در رياض رفاهيت به فراغت معيشت مىنمود و گلشن سلطنت به انوار
هامش
( 525 ) . اسفزارى يورت و علفخوار و مراتع و مواشى و مرابع قرار و تعيين نموده .