اوراق عبد الرزاق بن اسحق بيست و پنجم شعبان با جمعى اخوان و فوجى خلان عازم ولايت اسفراين شد . چه به موجب فرمان همايون به تحقيق نتيجه ( بنيچه ؟ ) آن ولايت مأمور بود . به عناية اللّه تعالى كسى را از مصاحبان و ملازمان ملالى و زحمتى نرسيد [ للّه الحمد و المنة ] « 479 » و ماه رمضان در بلدهء هرات آتش كبريا و شعلهء استغنا چنان برافروخت كه خشك و تر آن بلده را به كلى درهم سوخت و تا غرهء محرم سنهء سبعه رعيت به اين علت از شهر و بلوكات رحلت مىنمودند و عدد فائت و فانى از رقم قلم متجاوز بود و در هيچ بازار و دكان سوداى سود و زيان نبود و در كوچههاى بيرون شهر و بيرونها غيرصبا و شمال كسى تردد نمىنمود و مدتى شهر بىهوا ماند و خاطرها اندروا * بود . وزراى آصف راى مملكت آراى خواجه قطب الدين طاووس و مولانا اسماعيل ، بعد از آنكه در شهر و بلوكات آن علت به تمام تسكين يافت ، از ييلاق بادغيس باز آمدند و رعيت را به عمارت و زراعت ترغيب نمودند و آثار عدل و داد به ظهور آوردند و رعايا كه به هرجا رفته بودند به مساكن و اوطان خود عود نمودند و به اندك زمانى شهر و بلوكات معمور و آبادان شد .
ذكر عبور موكب منصور از جيحون و نزول در سمرقند فردوس مانند و صفت آيين
حضرت خلافت پناهى چون در قبة الأسلام بلخ نزول فرمود ، چند روز در آن ولايت توقف نمود و ايام بهار در نوبهار بلخ كه در روزگار قديم امم سالفه تعظيم آن نمودهاند و آن را در احترام به منزلهء بيت الحرام داشتهاند به عيش و خرمى گذرانيد .
نظم
بده ساقى آن جام آب حيات * كه دوران گيتى ندارد ثبات
بيا تا به آيين جمشيد و كى * بسازيم بزمى پر از رود و مى
هامش
( 479 ) . حاشيهء نسخه چاپى لاهور از محمد شفيع .