تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 913

مساهمون:

ص٩١٣
و از هرگونه نقشها پيراستند كه عقل از تقرير كمال حذاقت آن عاجز است و رقم قلم از تحرير آن متجاوز و مجلس انس و بزم نشاط چنان آرايش يافت كه از تاب آفتاب عارض ساقى ماه چون مشترى مىتافت . زهره از نغمهء رود و سرود در چرخ آمده بود و تير در سلك دبيران خاص به قلم زرين مهر بر لوح سيمين ماه ستايش آن بزم تحرير مىنمود [ و اركان دولت و اعيان حضرت و بندگان دولتخواه مدت يك ماه ] « 481 » در هيچ مقام قرار و آرام نداشتند . پيوسته نقش تزيين بديع آيين بر لوح انديشه مىنگاشتند و هر صورت كه بر صفحهء تدبير ايشان نقش‌پذير مىشد به خوبترين وجهى از قوت به فعل مىآمد . مصرع
از علم به عين آمد و از دوش در آغوش

وقايع سنهء سبع و ستّين ذكر جنبش رايات فتح آيات و تسخير قلعهء شاهرخيه

سلطان معظم اواسط محرم مكرم در فضاى دلگشاى معتدل كان گل طوى بزرگ فرمود و به آداب سنت و ختان و ترتيب اسباب آن التفات نمود و رسوم و عادات كه در امثال چنان مهمات مرعى بايد داشت به اقصى الغاية رعايت فرموده آمد و به دولت و سعادت فراغت از مهم طوى حاصل شد و رايات فتح آيات از ظاهر سمرقند بار ديگر عازم جانب ولايت تاشكند شده عزم تسخير قلعهء شاهرخيه جزم فرمود . و چون لشكر منصور در برابر قلعهء شاهرخيه فرود آمد فرمان فرمود كه بر اطراف قلعه شهر بندى سازند تا مخالفان نتوانند كه ناگهان بيرون تازند و امراى عظام در اتمام آن سعى و اهتمام نمودند و به چند روز معدود آن شهر بند بزرگ را مكمل نمودند و به كرّات و مرّات از طرفين محاربات عظيم واقع شد و اهل قلعه جنگهاى مردانه و كوششهاى بهادرانه به ظهور آوردند . روزى از قلعه برجى فتاد و لشكر به
هامش
( 481 ) . نسخه : [ هرگونه ترتيب و آيين كه درين بزم چون بهشت برين روى نمود ، همه از لطف كياست و حسن فراست دستور اعظم خواجه شمس الدين محمد صاحبديوان كه قرب ماهى . ]