جانهاى ستم رسيدگان را از آسيب خدنگ جوانب حوادث كه دست جفاى روزگار زوركار بر كمان تركمان بسته بود خلاص ساخت ، سادات عظام و قضات اسلام و ائمه و موالى و اكابر و اهالى مضمون اين موزون كه منتظم در سلك در مكنون است ورد خويش ساخته مىگويند :
بيت
به حمد اللّه كاز اقبال هماى چتر سلطانى * همايون فال شد بومى كه بودش رو به ويرانى
القصه چون لشكر تركمان با حيرت و حسرت فراوان راه ممالك آذربايجان پيمودن گرفتند ، طليعهء لشكر فيروزى اثر و مقدمهء سپاه فتح و ظفر چون مهر از سپهر مراد طلوع آغاز نهاد و چهاردهم « 374 » ماه مذكور آفتاب رايت منصور بر سر مزار مطلع الأنوار قطب وقت ، شيخ الكل فى الكل ، خواجه عبد اللّه انصارى قدس سره طالع شد و در رعايت زيارت شرايط تعظيم و احترام ظاهر گردانيد و صلات و صدقات به فقراى مستحقان رسانيد و از آنجا پاى دولت در ركاب سعادت درآورده بر سمند سپهر پيكر سوار شد و عازم دار السلطنهء هرات گشت و تمام رعيت شهر هرات و بلوكات * بر سر راه آمده از صدق دل و صميم جان دعا و ثناى پادشاه جهان پناه مىگفتند و انواع تحفه و نثار بر سر راه آوردند و سلطان كشورستان چون آفتاب نصف النهار در شمال هرات پيش كوه مختار به آيين سلاطين جم اقتدار نزول اجلال اختيار فرمود و روز جمعه پانزدهم ماه باغ شهر از فروغ طلعت همايون غيرتافزاى فضاى گردون آمد . رعايا از ظلمات ظلم به سرچشمهء آب حيات عدل رسيدند و خلايق در رياض رفاهيت و حدايق فراغت آرميدند و آن حضرت در تجديد مشاهد عدل سعى و اجتهاد به نوعى نمود كه انوار شواهد و دلايل آن هميشه چون روز روشن خواهد بود و در تشييد معاقد دين و تمهيد قواعد شرع مبين شروع به نوعى كرد
هامش
( 374 ) . حبيب السير : روز پنج شنبه .