تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
كه رخسار ايام به ذكر حسن طراوت آن كلام سرخ‌روى خواهد ماند و رسوم محدث و بدعتهاى مذموم و آيين جور و قوانين حيف چون عنقا در جهان معدوم شد . بيت
ستم مكن كه درين كشتزار زود زوال * به داس دهر همان بدروى كه مىكارى
سكه از فرّ نام فرخ او خنده بر لب و خطبه از يمن القاب او بلندآوازه و عالى رتبت بيت
تا همايون نام شه را سكه بر دل نقش كرد * مهر از مهرش دهان سكه پر زر مىكند منبرى كاز خطبهء القاب او زينت گرفت * مشترى گوهر نثار فرق منبر مىكند
و همان روز مسجد جامع * از فروغ طلعت آن حضرت رشك ايوان خورشيد لامع شد و بعد از اداى نماز و عرض نياز به درگاه پادشاه كارساز به مجلس انس و مهبط انوار قدس يعنى مجلس وعظ جناب ولايت مآب ارشاد انتساب ، خواجه شمس الحقيقة والدين محمد الكوسويى « 375 » قدس سره كه از اولاد امجاد شيخ الأسلام احمد جام بود و از فرايد فوايد آن بحر زخار بسيار درّ شاهوار و لآلى آبدار در سلك استماع انتظام داد .
هامش
( 375 ) . براى خواجه شمس الدين محمد ر ك به نفحات ص 574 و حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 173 . وى در 863 وفات يافت و قبر وى در حوالى جامع هرات است نيز ر ك به رشحات صفحات 140 ، 153 ، 275 و 343 .