تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
صورت گشاد آن به هيچ‌وجه متصور نبود به آسانترين وجهى مفتوح و مسخر و مستخلص و مسلّم شد . بيت
شهنشهى كه به هنگام كين اگر خواهد * ز هفت قلعهء گردون حصار بگشايد
و ضبط و دارايى آن به امير جلال الدين بايزيد امير بسطام مفوض شد و او كوتوالى متمكن نصب فرموده . و « 347 » چون ايزد عز شانه آثار لطف خويش در كفايت اين مهم ارزانى داشت و انوار فيض فضل بر و جنات كاينات رخشان گشت و احوال دين و دولت بر وفق مرام انتظام گرفت و قواعد ملك و ملت برحسب ارادت انعقاد پذيرفت ، فرمان فرمود كه امثله و احكام حضرت خاقان سعيد تركى و فارسى معتبر و مقرر دانسته ناپرسيده « 348 » امضا دهند و در جميع امور كه با احوال جمهور تعلق داشته باشد متابعت آن حضرت واجب و لازم دانند و ميرزا جهانشاه روزى چند در شرقى هرات در النگ كاهدستان گذرانيد و بعد از آن عزم جانب ولايت هرات رود در خاطر مصمم گردانيد . مصرع
بجنبيد لشكر چون درياى اخضر

ذكر نهضت ميرزا جهانشاه به طرف شرقى دار السلطنهء هرات و چند روزى به فراغت بودن

ميرزا جهانشاه چون خاطر خطير و ضمير جهانگير از كليات مهمات خراسان
هامش
( 347 ) . حبيب السير درين موضع افزوده است كه بعد از تمكن بر تخت خراسان ، جهانشاه به تعظيم و تكريم سادات و قضات و علما و اشراف و اعيان كما ينبغى قيام نمود . اما دولتشاه ص 457 به بعد گفته است كه « فضلا برآنند كه در روزگار اسلام ازو بد اعتقادتر پادشاهى ظاهر نشده است . اسلام را ضعيف داشتى » . [ جهانشاه از شيعيان غالى بود ] ( 348 ) . اسفزارى : بىآن‌كه به عرض رسانند .