محمد اسد « 255 » و مولانا سعد الدين كاشغرى « 256 » و خواجه زين الدين جامى و مولانا قطب الدين ظهيرى و مولانا شريف الدين عبد القهار و مولانا تاج الدين حسن و مولانا سعد الدين فرخ و خواجه شهاب الدين اسمعيل حصارى و خواجه عبد الكريم صوفى و استاد دولتشاه جوهرى و ديگر متنعّمان و باقى متعممان از دار السلطنهء هرات و ساير ولايات روى ارادت به قافلهء آن قافلهسالار طريق تحقيق آوردند . هرچند حضرت خاقان سعيد و امير جلال الدين فيروز شاه و ديگر سعادتمندان كه حضرت ولايت منقبت را اعتقاد تمام داشتند خواستند كه به اندك تحفهاى و محقر هديهاى در صدد مدد شوند نتوانستند و با همه اظهار چنان فرمود كه مطمح نظر همت در اين عزيمت آن خواهد كه به ترتيب درويشانه اين سفر مبارك ميسر شود و از هيچ آفريده چيزى قبول نفرمود و در روزى كه عزيمت حضرت ولايت منقبت مقرر بود جناب فضايلمآب مولانا شهاب الدين لسان « 257 » كه از اعيان زمان به علم و مال و جاه و جلال سرآمد روزگار بود به قريهء « 258 » جغاره كه مسكن حضرت شيخ بود تشريف آورد و فرمود كه بسيار سلاطين روزگار به اختيار سوار ساختهام . امروز مىخواهم كه حضرت ولايت شعار را سوار سازم تا بخت يار من شود و حضرت شيخ در محفهاى درآمده عزيمت نمود و از اطراف خراسان قافله روان شد .
و در هربيابان كه حضرت ولايت منقبت مىرسيد هردو كس را يك شتر و دو كجابه مقرر مىفرمود و حضرت شيخ الأسلام را يك فرزند سعادتمند بود ، يعنى جناب ارشادمآب هدايتانتساب شيخ نور الدين محمد سلمه اللّه و ابقاه كه به حقيقت خلف صدق و فرزند شايستهء آن حضرت بود و هميشه بندهوار خدمت پدر
هامش
( 255 ) . ر ك به نفحات 526 و حبيب السير 3 : 3 : 173 براى ترجمهء وى . وى در 864 فوت كرد .
( 256 ) . ر ك به نفحات 462 و حبيب السير 3 : 3 : 172 .
( 257 ) . نسخه : لسان رمال .
( 258 ) . جغاره ، چغاره در جنوب هرات به فاصلهء يك ميل اكنون بههمين نام مشهور است ( آقاى حبيبى ) .