آواز به مسامع اعادى و اضداد نمودار نفخهء صور و آيات فتح و تأييد بر رايات نصرت طراز مسطور و آفت عين الكمال از چهرهء اقبال و اعزاز دور به حق الملك الغفور .
و چون موكب همايون عزيمت نمود ، در هرمنزل به دستور معهود به مزارات اكابر و اهل اللّه رفته و شرف آن مشاهد متبرك دريافته از روحانيت ايشان استمداد همت فرمود تا به آيين جمشيد و فريدون موكب همايون به ملك رى درآمد و روز به روز لشكرهاى اطراف و سرداران اكناف ضمايم اردوى همايون مىشدند .
حضرت خاقان سعيد ، اواسط جمادى الأخرى به مملكت رى رسيد و در آن وقت چهرهء حجاب سحاب سراپردهء سياه در فضاى عالم علوى مىكشيد و تنق نيلى بر چهرهء نوربخش آفتاب مىپوشيد و نقاب كحلى بر رخ روشنان گردون مىبست و فيلان سريع السّير بر ميدان آسمان قطار مىكرد و برق در ميان ابر تيره بهسان شعبدهبازان شيشههاى پرآتش مىسوخت و مانند خنجر زنگيان مشعلها مىافروخت و رعد به آيين ناى رويين خروش و غلغله در گنبد گردون مىانداخت و از نهيب صيحه نفخهء صور در اطراف عالم پيدا مىساخت . گاه از درخشيدن شمشير برق چشم سپهر خيره مىشد و گاه از غريدن فيل مست رعد گوش كيوان كر مىگشت .
امراى كبار مشورت نموده مصلحت وقت چنان ديدند كه آن حضرت اتفاق قشلاق در ملك رى نمايد و آن زمستان در آن مملكت اقامت فرمايد . آن حضرت مصلحت امرا اجابت فرمود و فرمان جهانمطاع نفاذ يافت كه سپاه ظفرپناه قورياها بسته يراق قشلاق كنند و به موجب فرموده عمل نموده كاربند شدند .
ذكر وقايع كه در يورت قشلاق ظاهر شد خبر وفات ميرزا سلطان ابراهيم در شيراز
چون رايات نصرت آيات به آيين فريدون و كى در ملك رى يراق قشلاق فرمود و غلغلهء لشكر قيامت اثر غلبه و كثرت دشت محشر به عالميان نمود ، امير اسكندر تركمان چون تير از كمان از ملك آذربايجان بيرون رفت و سرداران آن