تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
سراى الفت و سرور رحلت نمود . و در اين ولا ، از جانب عراق و آذربايجان ايلچيان رسيدند و به موقف عرض رسانيدند كه امير اسكندر برادر خود امير ابو سعيد را كه آن حضرت به حكومت آن مملكت گذاشته بود به قتل آورد « 136 » و بر سرير سلطنت متمكن گشت و گرد فتنه و فساد برخاست و انواع ظلم و بيداد تمام آن بلاد و ديار را فروگرفت .

ذكر نهضت همايون به جانب سرخس

حضرت خاقان سعيد ، اواسط جمادى الأولى ، موافق اواخر حوت به عزم قوشلامشى و جانور پرانيدن عازم ولايت سرخس شد و چون غبار موكب منصور ديدهء اعيان آن ملك را روشن ساخت ، چند روز به‌سان خسرو سيارگان بر سبز خنگ فلك سوار شده در اطراف صحرا و بيابان تاخت و به جانور پرانيدن و يوز و سگ دوانيدن هرطرف صيد بسيار انداخت و چون صحراى سرخس پى سپر مركب كواكب مواكب گشت و اطراف‌واكناف و حواشى و حوالى از وحوش و طيور خالى شد ، آن حضرت عزيمت مهنهء مباركه نموده به شرف زيارت سلطان طريقت برهان حقيقت ، صاحب السير و الطير ، شيخ ابو سعيد بن ابى الخير قدس سرهما استسعاد يافت و آفتاب عنايت آن حضرت بر ساكنان آن بقعهء منوره تافت و آداب زيارت به واجبى ادا نمود و عواطف پادشاهانه فقرا و مستحقان را صلات و صدقات عنايت فرمود . و در خلال اين احوال ، ميرزا الغ بيگ از قشلاق بخارا متوجه اردوى اعلى شده به دولت ملازمت والد بزرگوار و جمشيد روزگار سرافراز آمد و آن حضرت نسبت با فرزند سعادتمند مواهب پادشاهانه و مواجب خسروانه به ظهور آورده اجازت مراجعت ارزانى داشت . و در اين ولا ، ميرزا بايسنغر كه به موجب فرمان در مملكت مازندران قشلاق
هامش
( 136 ) . در سنه 833 ر ك مطلع .