تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
بيت
هزار بار به هرلحظه‌اى امان خواهد * ز شير رايت تو شير آسمان زنهار
بدين صفت آن دو سپاه كينه‌خواه عزم رزم كردند و هردو لشكر چون دو كوه پولاد و به‌سان دو درياى دمان از باد در حركت آمدند . علم چون مبارزان لباس كين مىپوشيد و اژدهاى بيرق از باد حمله چون شير ژيان بر خود مىپيچيد . از هيبت و زلزلهء آوازكوس جاى آن داشت كه بسيط خاك در جنبش آيد و از دم ناى رويين بيم آن بود كه دايرهء فلك از حركت بازايستد . پردلان را جان در تن چون برگ بيد از باد و عكس آفتاب در آب مىلرزيد و آسمان را باوجود تيغ آفتاب سر از حيرت آن معركه مىگرديد . نظم
به جنبش درآمد دو درياى خون * شد از موج آتش زمين لاله‌گون گورگه بغريد چون نره شير * درآمد به رقص اژدهاى دلير غريويدن كوس گردون شكاف * فلك را درافكند پيچش به ناف سنان بر سر موى بازىكنان * به خون روى دشمن نمازىكنان
شيران بيشهء دلاورى و دليران پيشهء بهادرى به استظهار
نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ
« 114 » در كوشش آمدند و فروغ تيغ چون برق از ميغ آتش مىافشاند و گرد نبرد از ميدان مبارزان به باران خون مىنشاند . مبارزان طرفين چون شيران جنگى درهم آويختند و دلاوران جانبين غبار فتنه از اطراف معركه برانگيختند . از بس‌كه كشته بر كشته افتاده بود سطح معركه پشته‌پشته مىنمود .
هامش
( 114 ) . سورة الصّف 13 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 399 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى