مىفرمود از املاى شريف قلمى شد . چنانچه در نسبت وضع اين مؤلف به آن حضرت اصلا هيچ مداهنه نيست و محرّر اين بياض در ترشيح اين رياض به غير از تنقيح و تهذيب عبارات و تصدير بعضى داستانها به تشبيبى كه در اصل تاريخ مدخلى ندارد و اين سخنان از براى بيان واقع و تنبيه و چگونگى حال كتاب نوشته شد نه به قصد محمدت و ستايش . چه امثال اينها را در جنب كمالات آن ملك ملكى صفات وقعى چندان نباشد .
مصرع
به ماهتاب چه حاجت شب تجلى را
و الحق نسبت تأليف آن كتاب بديع انتساب به آن شاهزاده عالىجناب از كمال انصاف آن قدوهء اشراف است .
مصرع
انصاف مىدهيم چون او منصفى نبود
وقايع سنهء تسع و عشرين عمارت مزار گازرگاه
هرسعادتمندى كه به نور عنايت ازلى و فروغ هدايت لم يزلى در مجمع الأرواح تعارف و آشنائى يافته و عنان ارادت به طريق سعادت تافته هرآينه ميل زيارت اهل اللّه نمايد و در رونق و رواج و عمارات مزارات ارباب انتباه سعى بليغ مبذول فرمايد و از روحانيت اكابر استمداد همت شعار روزگار خود سازد و به ميامن آن سر ارتفاع به معارج استعلا برافرازد .
بيت
كسى كاستعانت به درويش برد * اگر بر فريدون زد از پيش برد
لاجرم از مواهب بخت فيروز هرروز انوار سعادت آثار بر وجنات احوال واضح گردد و هرساعت آيت عنايت بر صفحات كاينات لايح باشد ، بنابرآن