گرفت و چون جمشيد خورشيد از اوج شرف به شرفهگاه ماه رسيد العود احمد خوانده سيوم جمادى الأولى در قراباغ بادغيس به اردوى اعلى ملحق شد .
بيت
گشتند شادمانه به ديدار يكدگر * فرخنده آن پدر كه چنانش بود پسر
روز ديگر به موجب اجازت سلطان هفت كشور عزيمت نموده ششم ماه در دار السلطنهء هرات به مقام باغ سفيد كه در فصل بهار خوشتر از وعدهء يار و خرمتر از وصل دلدار است ،
بيت
به هرسو يكى آبدان چون گلاب * شناور شده مرغ بر روى آب
نزول اجلال فرمود .
مصرع
جهان ز عدل وى ايمن جهانيان خرّم
و حضرت خاقان سعيد چند روز در ييلاق بادغيس گذرانيد .
و در آن اثنا ، نوكر امير شاهملك از جانب خوارزم رسيد و عرضه داشت رسانيد . مضمون آنكه براق اغلان اردوى محمد خان را گرفته بيشتر الوس اوزبك مطيع و منقاد او شدند . و آن حضرت عزيمت معاودت نموده اواخر جمادى الأولى در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمود .
قطعه
رسد به نه كره اكنون عنان شهر ز شادى * چو دررسيد به دولت ركاب خسرو اعظم