تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
بيت
رضا به حكم قضا گر دهيم و گر ندهيم * از اين كمند نشايد به شيرمردى جست
هركه در ولايت خلقت خلعت قباى بقا پوشيد عاقبت در معرض فنا افتاده بر عرصه‌اى كه عرضهء فناست چه اعتماد و بر مملكتى كه قابل مهلكت است كدام اعتضاد . مصرع
همان به كه نيكى بود يادگار
اميرزاده محمد جهانگير بن اميرزاده محمد سلطان كه به عزّ مصاهرت حضرت خاقان سعيد سرافراز بود ، شاهزاده را از صبيهء آن حضرت مولود عاقبت محمود ، اميرزاده محمد سلطان در وجود آمد و دوازدهم رمضان جهان به يمن قدم فرخنده‌اش آرايش يافت و طوى به عظمت ترتيب نموده عالميان به عاطفت پادشاهانه محظوظ شدند . و حضرت خاقان سعيد به آداب صيام قيام نمود و پنجم شوال به دولت و اقبال به صوب ولايت فوشنج و كوسويه به عزم شكار نهضت فرمود و يازدهم به دار السلطنهء هرات بازآمده زمستان در مستقر دولت و سرير سلطنت قشلاق كرد و جناب ميرزا بايسنغر به طريق قوشلامشى به جانب ولايت فراه رفت و چندگاه در ولايت فراه به نشاط و انبساط گذرانيده به دار السلطنهء هرات آمد .

وقايع سنهء سبع و عشرين و ثمانمائه معاودت حضرت از ييلاق بادغيس و آمدن ميرزا بايسنغر از جانب مشهد و ديگر قضايا

چون سلطان بديع‌آيين ربيع سپاه سبزه و رياحين به اطراف صحرا و بساتين كشيد و بيدادگران خيل شتا پاى عزم در ركاب رحيل آوردند ، موكب اعلى