مخالفت به كجا خواهد رسيد و اگر موافقت فرموده پيش آيد ، او را گرامى داشته مملكت بر او مسلم باشد و موضعى ديگر اضافت شود و حضرت خاقان سعيد حكم فرموده است كه كسان امير جهانشاه ذكر قصه نكنند . امير باباحاجى مستظهر گشته از اوج فرماندهى به حضيض فرمانبرى آمد و سر در قبهء رقيت و گردن در طوق طاعت آورد * و ميرزا بايسنغر مكارم اخلاق پادشاهانه و مراحم عواطف خسروانه دربارهء او به ظهور رسانيد و امير باباحاجى در ركاب شاهزادهء عالىجناب عازم قراباغ شد و شانزدهم ذى الحجه سعادت بساطبوس يافته پيشكشها گذرانيد و در سلك امرا منتظم شد .
ذكر احوال مملكت ماوراء النهر در اين سال
اوايل سنهء اربع ايلچيان خطاى كه پيش حضرت خاقان سعيد آمده بودند و جمعى كه به شيراز پيش ميرزا ابراهيم سلطان رفتند و بعضى كه به خوارزم پيش امير شاهملك بودند مجموع بازگشته به سمرقند رسيدند و حضرت اعلى ، امير شادى خواجه و ميرزا بايسنغر سلطان احمد و خواجه غياث الدين نقاش و ميرزا ابراهيم سلطان امير حسن و پهلوان جمال و ميرزا سيورغتمش ارقداق و امير شاهملك اردوان و شاه بدخشان خواجه تاج الدين را همراه ايلچيان خطايى فرستادند .
و ميرزا الغ بيگ ، يازدهم محرم ، اين جماعت و ايلچيان خطايى را طوى بزرگ فرمود و رعايت تمام نمود و غرّهء صفر به جانب خطاى روان شدند و بسيار از تجار و مردم هرديار آن سفر اختيار كردند و حكايات و حالات و احوال و اوضاع آن ولايات در رفتن و آمدن ايلچيان چنانچه استماع افتاده شايد كه در سنهء خمس و عشرين
مصرع
قلم به حسن رقم شرح آن سخن گويد