تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
و ليكن علم كسبى هم شگرف است * كه نى يك حرف در خط چون دو حرف است اگرچه مه به زيور نيست محتاج * شرف يابد چو از پروين كند تاج زرى گر دارد افزون قيمت خويش * به گوهر بستن آخر قيمتش بيش
خواست كه انوار دانش خويش چون اشراق آفتاب در اقطار آفاق ظاهر گرداند و فروغ ادراك از مقعّر خاك به محدّب فلك الأفلاك رساند و صداى رصد كواكب در گنبد گردون اندازد و طنطنهء اين كار بزرگ در اطراف ربع‌مسكون منتشر سازد . بنابرآن با خواص حكما و فحول عقلا و مهندسان عطارد ذكا و فيلسوفان مجسطىگشا كه در جميع علوم و حقايق معقول و مفهوم به تخصيص رياضى و حكمى اعجوبهء عصر و نادرهء دهر بودند ، مثل افلاطون زمان مولانا صلاح الدين موسى قاضىزادهء رومى و بطليموس دوران ، مولانا علاء الدين على قوشچى كه تربيت يافتهء ميرزا الغ بيك بود و به زبان عنايت او را فرزند خطاب فرمود و اين دو محقق دانشمند در سمرقند اقامت داشتند و مولاناى اعظم غياث الدين جمشيد * و مولاناى معظم معين الدين * كه ميرزا الغ بيگ ايشان را از كاشان به سمرقند برده بود انجمنى ساخت و در معرفت دقايق تنجيم و ادراك غوامض تقاويم با آن دانشوران كه به مدد عقل كل بر كيفيت هرجزوى از اجزاى سپهر واقف بودند و به خطوات اقدام مسافر وهم كميت طول و عرض عالم علوى و سفلى مىپيمودند و در ابعاد و سطوح اجرام هيچ دقيقه‌اى مهمل و هيچ ثانيه‌اى نامرعى نماند و در ارتفاع درجات مرتبهء سخن به فلك الأفلاك رسانده سخنان پرداخت . و بعد از تحصيل كمالات و تكميل آلات ميل استنباط رصد و استخراج زيج فرمود و در شمال سمرقند ، مايل به مشرق ، مقام لايق تعيين نمود و به اختيار حكماى نامدار طالعى كه آن كار را شايد مقرّر شد و بناى آن چون اساس دولت