و حضرت خاقان سعيد پانزدهم شعبان * در دار السلطنهء هرات از باغ زاغان نهضت فرمود و در النگكول ماغان نزول فرمود . و به سبب حرارت هوا و جمع آمدن لشكرها چند روز در آن منزل متوقف بود ، نويين اعظم امير شاهملك از جانب خوارزم به اردوى اعلى آمد و به اتفاق امير حسن صوفى ترخان به طريق منغلاى روان شدند و موكب ظفرنشان چهاردهم رمضان كه نيّر اعظم سايه بر برج ميزان افكنده بود از كولماغان كوچ فرموده و از تمام ممالك محروسه سوسى ( ؟ ) ماوراء النهر پانزده هزار سوار و پياده از اكابر و اشراف و سپاهيان با سردار تازيك به رسم نامبردار معين شد كه ملازم اردوى همايون باشند غير لشكرهاى مقررى ولايات و دوازدهم ماه به تربت متبرك جام رسيده شرايط زيارت آن فرخنده مقام بهجاى آورد و هژدهم ماه رباط ديز * باد مخيم اردوى همايون شد و آن حضرت در جلگاى نشابور هواى صيد و نشاط شكار فرمود و بر اسب سپهر سير هلال نعل چون خورشيد بر سبز خنگ فلك سوار شد .
بيت
به نيكويى چو تذرو و به فرخى چو هماى * به رهبرى چو پلنگ و به سركشى چو عقاب
و هرطرف كه بر اثر شكار مىتاخت به نشان نعل آتشفشان روى زمين پر ماه و پر ستاره مىساخت .
بيت
پر ماه و پر ستاره شود هرزمان زمين * زان شانزده ستاره كه بر چارماه اوست
سگان تازى از حرص شكارى چون باد آتش پاى گشته مانند سيل زمين پيماى شدند و يوزان كارى جهان فراخ بر وحوش و سباع چون ديدهء مور و چشم مار تنگ ساختند و موكب منصور بيست و نهم رمضان شكاركنان از نشابور عبور نمود و