تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
شصت شاه جهانگير پرواز مىكرد و با نسر طائر همراه مىشد و از آواز جلاجل كوه و صحرا پرصدا مىساخت و به زخم شهپر مرغ تيزپر از بالاى گردون به زير مىانداخت و يوز از شره ديدن نخجير همه تن چون پروين‌چشم گشته بود و از خون شكارى چشم او چون ديدهء كبك كوهسارى چشمهء خون مىنمود و چند روزى چون به عيش و خرمى گذرانيد عنان سمند جهان‌پيماى به صوب ييلاق جانفزاى بادغيس معطوف گردانيد و از آن‌جا عزم دار السلطنهء هرات نمود و عزيمت يورش آذربايجان مصّمم فرمود .

ذكر يورش عراق و آذربايجان و فتح آن ممالك به عون ملك مستعان

حضرت ايزد متعال تعالى شأنه تاج دولت و اقبال سعادتمندى را كرامت * فرمايد كه به همت عالى نهمت تقويت دين مبين و تمشيت شرع سيد المرسلين نمايد و سرير سلطنت و جهاندارى مسند دولتمندى تواند بود كه انوار آفتاب عدل او در اطراف عالم آثار يد بيضا نمود و چون حضرت خاقان سعيد از بدايات احوال تا نهايات سلطنت و جلال طريقهء [ سلوك ؟ ] مسلوك داشت ضمير منير همه عمر بر اين شيوه گماشت لاجرم عنايت الهى به حكم
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
« 80 » در هرحركتى فتحى و بركتى ميسر مىگردانيد و فيض فضل نامتناهى به موجب
وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً
« 81 » از هرطرف بشارت نصرت و ظفر به مسامع جهانيان مىرسانيد ، هرروز قواعد دولت استحكام ديگر مىيافت و هرزمان معاقد سلطنت استقرار ديگر مىگرفت . سرادق اقبال سر به ذروهء فلك الأفلاك رسانيده و شادروان آمال ظلال جلال از ايوان كيوان گذرانيده .
هامش
( 80 ) . سورة الفتح 1 . ( 81 ) . سورة الفتح 3 .