تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
فرزندان و برادران داند و از مواهب ايزدى همه را بهره‌مند گرداند چنانچه حضرت خاقان سعيد ، نسبت با جميع اقربا ابواب مشاركت در ممالك مفتوح فرمود و براى هريك ولايتى و مملكتى تعيين نمود و مقتضى آن لطف و كرم بر دودمان معظّم آن بود كه به دعاى دولت مشغول باشند و در شناخت و شكر آلاء به اقصى الغاية كوشند و از كفران نعمت احتراز نمايند و به اداى شكرگزارى در مقام عبوديت و نياز آيند و من شكر فانما يشكر بنفسه و من كفر فان ربى غنى كريم . تشبيب اين مقدمات و تمهيد اين كلمات قضيهء ميرزا قيدو است كه آن حضرت به چه نوع تربيت فرمود و در حالتى كه پدرش ميرزا پيرمحمد را على تاز شهيد كرد ، آن حضرت كشندگان او را به عقوبت تمام قتل كرد و حكومت بلخ به ميرزا قيدو داد و چون ايل و الوس او بسيار شده رايت دولت برافراشته تمامت ممالك گرمسير و قندهار و بلاد سند تا حدود هند برو مسلم داشت و در آن بلاد چنان قوى شد كه پيش خضر خان والى هندوستان فرستاد و پيغام داد كه سكه و خطبه در ممالك هند از شهر قنوج تا حدود مولتان به نام او كنند و باوجود آن حضرت بر اين نوع جرأت اقدام نمود و در وقتى كه امير بهلول برلاس و حسن اختاجى ياغى شده قصد او كردند و او گريخته صورت واقعه نمود و حضرت خاقان سعيد ده هزار سوار مقرر فرمود كه به آن‌جا رفته شاهزاده را به مقر عزّ او رسانند و ميرزا قيدو به قوت اين خبر بر مخالفان مستولى شد . با اين‌همه عواطف چون موكب ظفرشعار در گرمسير و قندهار قشلاق فرمود ، ميرزا قيدو جاى خود گذاشته از شرايط خدمت تقاعد نمود و مرحمت پادشاهانه فوجى نفرستاد كه او را به عنف آورند و روى از آن طرف تافته امرا را فرمود كه با او به لطف و مدارا معاش كنند و چون ايمن گردد او را به پايهء سرير اعلى برسانند و چون شاهزاده به مجلس همايون رسيد به عين عنايت ملحوظ شد چنانچه شرح اين احوال به تفصيل و اجمال گفته شد . و شاهزاده چندگاه در دار السلطنهء هرات به احترام تمام گذرانيد و چون طالع وارون و بخت نگون روزگار او را آشفته گردانيد و من يضلل اللّه فما له من هاد جمعى