رسيد و در آن مقام ميرزا على بن ميرزا رستم از جانب اصفهان آمده پيشكشهاى پادشاهانه به عرض رسانيد و عزّ قبول يافت و اواخر رمضان ، امير ابراهيم امير جهانشاه از جانب كابل آمده عرضه داشت كه ميرزا قيدو به كابل رسيد و عازم اردوى همايون است و امير شيخ لقمان برلاس به تحصيل اموال كه مردم هزاره متقبل شده بودند عزيمت نمود و ميرزا سيورغتمش به موجب فرمان متوجه ولايات خود شد و امير نوشيروان و امير يوسف خواجه و امير حمزه كه به ايلغار خيلخانه شورى رفته بودند در آن ديار آثار تسلط و اقتدار ظاهر ساخته مظفر و منصور بازآمدند و ميرزا على بن ميرزا رستم به انعام تمام و اكرام ما لا كلام اختصاص يافته به موجب اجازت مراجعت نمود و در اين ولا به عرض همايون رسيد كه جماعت افغان هزاره در اداى اموال تقبل تعلل مىنمايند . آن حضرت امير محمد صوفى ترخان و امير موسى و امير بوته را به تاخت آن جماعت معين ساخت و امرا كار ايشان ساخته و همه را از بنياد برانداخته بيستم ذيقعده با غنايم بازآمدند .
و آن حضرت منتصف ذى الحجة عزيمت معاودت نموده از يورت قشلاق كوچ فرمود و اول بهار كه اطراف دشت و كوهسار به انواع رياحين و لالهزار عكس چهرهء نگار و نمودار رخسار يار بود رايت ظفرآيت نهضت فرمود .
بيت
دراى شتر خاست از كوچگاه * سر آهنگ لشكر درآمد به راه
ز رنگين علمهاى گوهرنگار * همه روى صحرا شده نوبهار
درآمد به زين شاه گيتىنورد * ز گيتى به گردون برآورد گرد
و ميرزا سنجر و امير يادگار شاه ارلات و امير عليكا و امير فيروز شاه مقرر شدند كه ضبط آن ممالك نمايند و ميرزا قيدو را به دلخوشى به هرات آورند و اگر نيايد الوس او را تاخته و او را پيدا ساخته به پايهء سرير اعلى رسانند .
مصرع
گر نيايد دولت او را موكشان خواهد رساند