شعر
فاصابة الخلفاء فيما حاولوا * مقرونة بكفاية الوزراء
چه ملوك اگر به نفس شريف به امور ملك قيام نمايند وزير باشند نه پادشاه و چون از وزير ناگزير است و وزير دست و دل و زبان و چشم و گوش پادشاه است بايد كه در مصالح مال و ملك و لشكر و اسرار نهانى چنانكه بر اعضا و جوارح مبارك اعتماد دارد او را نيز معتمد داند و مجال طعن طاعنان و خبث خبيثان ندهد . چه طعن وزير بنابر مقدمهء مذكور طعن در ذات پادشاه است و هرروز وزير دانا و نايب مناسب يافت نشود و بعد از مقام سلطنت هيچ منصب عاليتر از وزارت نيست . فى الجمله چون مسند ديوان به وجود جناب خواجه مشرف گرديد ، انوار معدلت حضرت خاقان سعيد ، چون فروغ خورشيد به شرق و غرب عالم رسيد و مدت سى سال ممالك هفت كشور به حسن تدبير آن وزير دانشور طراوت بهشت برين و لطافت نگارخانهء چين داشت و قلم بدايعنگار بر اوراق ليل و نهار شرح آن روزگار خواهد نگاشت .
بيت
شهنشه به تدبير دانا وزير * به كم روزگارى شد آفاقگير
همه كار شاهان خورشيد چهر * زراى وزيران رسد تا سپهر
وزيرى چنين شهريارى چنان * جهان چون نگيرد قرارى چنان
ذكر رسيدن سلطان آفاق به يورت قشلاق و آمدن اخبار اطراف و معاودت به مستقر دولت
حضرت خاقان سعيد منتصف رمضان در كنار آب هيرمند به آغروق همايون