حضرت فرمود كه ترسيده باشد و ترحم نموده كسى در عقب نفرستاد و نهم ماه بخت مراد از جانب ميرزا قيدو آمده نمود كه از مردم شاهزاده كسى در كابل نماند .
آن حضرت امير ابراهيم امير جهانشاه را نامزد آن طرف كرده فرمود كه اگر قيدو پيش آيد و صلح كند آن ولايت به او گذاشته بازگردد و الا آن مملكت را ضبط نمايد و بعد از دو روز ميرزا سنجر برادر ميرزا قيدو آمده به عواطف پادشاهانه اختصاص يافت و امرا و كلانتران هزاره اسبان نامدار فرستاده مالومنال قبول كردند و موكب همايون به جانب آغروق كه در لب آب هيرمند بود به دولت و سعادت معاودت فرمود .
ذكر آسيب كسرى كه به دست همايون حضرت خاقان سعيد رسيد
چون عنايت حضرت مالك الملك سبحانه ابواب سلطنت مملكت عالم بر روى حضرت خاقان سعيد گشاد و زمام مهام جهانيان به قبضهء ارادت آن حضرت داد و آفتاب سعادت او را به درجهء عالى ظل اللّه رسانيد سايبان دولت او را از ذروهء فلك اعلى گذرانيد .
قطعه
ملوك ماضيه را پيش ازين ستارهء فتح * به آسمان سعادت برآمدى گهگاه
و ليكن اكنون هردم صد آفتاب ظفر * طلوع مىكند از سايبان ظل اللّه
لاجرم به هرطرف كه روى آورد فتح و ظفر استقبال نمود و به هرجانب كه عزيمت فرمود دولت و سعادت ملازم ركابظفر انتساب بود .
بيت
بر هرطرف كه چشم نهى جلوهء ظفر * وز هرجهت كه گوش كنى مژدهء امان
و در يورش قندهار كه امراى نامدار از همه طرف مظفر و كامكار بازآمدند