مصرع
شايد كه چو وابينى خير تو در اين باشد
تا از خواب غفلت بيدار شده عواقب امور به چشم بصيرت بيند و پشت به مسند اتفاقات دولت كه مانند زيارت طيف و سحابهء صيف است بازننهد . از واقعهء زمان و حادثهء آسمان ننشيند .
مصرع
مشو غافل كه نتوان شد ز مكر آسمان ايمن
شكر للّه تعالى كه به ذات بىمثال فرزندى طول اللّه عمره از نوايب زمان و مكاره حدثان آسيبى نرسيد و طايفهاى كه هواجس خذلان و وساوس شيطان در ايشان متمكن بود جزاى اعمال ديدند و سزاى افعال كشيدند و حالا اختيارا و اضطرارا سر بر خط عبوديت دارند . بعد از اين رجا به فضل الهى واثق است كه هرروز رايات دولت عالىتر و آيات نصرت متوالىتر باشد بايد كه صورت التعظيم لامر اللّه بر صفحهء خاطر نگاشته و معنى و الشفقة على خلق اللّه مرعى داشته به مقتضى آن عمل نمايد .
و آن حضرت اصول و اعيان آن مملكت را ترتيب و عنايت فرموده كار مملكت فارس صار كما كان و الغناء زيادة . اما بعضى اهالى و متوطنان فارس به سبب آن فتنه پايمال قضا و قدر و دستفرساى خوف و خطر گشتند و اعلام عالمستان به تأييد ملك مستعان از تختگاه سليمان عليه السلام عازم دار الأمان كرمان شد .
ذكر نهضت موكب ظفرنشان به جانب مملكت كرمان
حضرت خاقان سعيد در آن زمان كه عزيمت تسخير مملكت فارس مىفرمود نشانى به جانب كرمان پيش سلطان اويس بن امير ايدكو برلاس ارسال نمود . مضمون آنكه :