كار كار دولت است آن را كه دولت داد حق * كى رسد در كار او از زمرهء باطل ضرر
رنج راه و عين تاريكى سكندر را نصيب * خضر را روزى ز عين آب حيات آمد مگر
تلخى حرمان شيرين قسم فرهاد آمده * كام شيرين كرده خسرو در صفاهان از شكر
خسرو اعظم به قوهستان درآمد از عراق * فتح و نصرت در ركاب ، اقبال و دولت را نگر
قيمت خاك جنابد در عيون خاص و عام * بهتر از كحل صفاهان شد كه گشت او را ممّر
يكسر آمد تا وثاق قرة العين رسول * مايهء مجد و معالى حاوى فضل و هنر
مير زين العابدين آن كاز سيادت آمده * پرتو نور سعادت از جبينش چون قمر
درخور بزم سلاطين شاه را طويى كشيد * آنچنان كاوصاف او از هرچه گويم بيشتر
گشت شاه از خدمت او خرم و خندان و شاد * در نوازش قفل بگشاد از در درج درر
شد به فيروزى و دولت كامياب و كامران * رايت كشورگشايى باز سوى مستقر
و بيست و دوم رجب در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمود و ميرزا بايسنغر كه در هرات قائممقام آن حضرت بود ، شرايط نثار و پيشكش تقويم نموده به شرف اعزاز سرفراز شد و سرداران اطراف و گردنكشان اكناف روى به بارگاه همايون و درگاه ميمون نهادند و ابواب سعادت بر وجوه دولت خود گشادند . امير بسطام