تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
كار كار دولت است آن را كه دولت داد حق * كى رسد در كار او از زمرهء باطل ضرر رنج راه و عين تاريكى سكندر را نصيب * خضر را روزى ز عين آب حيات آمد مگر تلخى حرمان شيرين قسم فرهاد آمده * كام شيرين كرده خسرو در صفاهان از شكر خسرو اعظم به قوهستان درآمد از عراق * فتح و نصرت در ركاب ، اقبال و دولت را نگر قيمت خاك جنابد در عيون خاص و عام * بهتر از كحل صفاهان شد كه گشت او را ممّر يكسر آمد تا وثاق قرة العين رسول * مايهء مجد و معالى حاوى فضل و هنر مير زين العابدين آن كاز سيادت آمده * پرتو نور سعادت از جبينش چون قمر درخور بزم سلاطين شاه را طويى كشيد * آن‌چنان كاوصاف او از هرچه گويم بيشتر گشت شاه از خدمت او خرم و خندان و شاد * در نوازش قفل بگشاد از در درج درر شد به فيروزى و دولت كامياب و كامران * رايت كشورگشايى باز سوى مستقر
و بيست و دوم رجب در دار السلطنهء هرات نزول اجلال فرمود و ميرزا بايسنغر كه در هرات قائم‌مقام آن حضرت بود ، شرايط نثار و پيشكش تقويم نموده به شرف اعزاز سرفراز شد و سرداران اطراف و گردنكشان اكناف روى به بارگاه همايون و درگاه ميمون نهادند و ابواب سعادت بر وجوه دولت خود گشادند . امير بسطام