صد و هشتاد درجه گرفتهاند و عرض از خط استواء نود درجه و از اين نود درجه شصت و شش معمور است ، باقى در طرفين از افراط گرما و سرما مقام نوع مردم نمىتواند بود و طول هرات نود و چهار درجه و كسرى است و عرض آن سى و چهار درجه و كسرى . پس از اين تقرير به وضوح پيوست كه دار السلطنت هرات اقرب بلاد است نسبت با مركز معمورهء عالم فالأقرب الى المركز اولى بالأعتدال و يترتّب عليه غاية الفضل و نهاية الكمال .
حضرت خاقان سعيد چون آن بلده را مستقر سرير سلطنت و مركز دايرهء خلافت فرمود ، فرمود كه بازارها كه قديم الأيام تمام پوشيده نبود و مردم بازار از گرد و غبار و تزاحم اقطار زحمت بسيار مىيافتند آنها را شكافتند و بنياد بازار به گچ و آجر برآورده طاقهاى عالى بستند و جاجا از بهر روشنايى بازگذاشته و باقى را فراهم آوردند . بازارها هريك در چشم جهاننگارى و در چمن روزگار بهارى روى نمود .
وضع چهارسوى مربعى متساوى الأضلاع واقع بر مركز دائرهء خير البقاع و از چهار دروازه چهار بازار به آن محل مىرسد .
وضع مدرسه و خانقاه معارفپناه
بر طرف شمال تحت القلعه در جانب جنوب ، مدرسهء عالى و خانقاهى متعالى پيوستهء هم و در ميان آن بقعه صحن سراى بزرگ و صفّه و طاقى رفيع و بر دو طرف منار بلندقامت بديع استقامت ارتفاع يافت و از شعشعهء طلا و لاجورد انوار بهجت آثار بر دروديوار آن بقعه تافت . مهندسان دقيقانديشه و بنايان چابك عمل نازكپيشه غايت صنعت و كمال دقت به ظهور آوردند و قواعد معاقد آن را در اعلى معارج متانت واقعى مدارج رصانت برآوردند .
و در اين سال ، يعنى سنهء ثلاث عشره ، اين دو بقعهء بديع منوال به شرف اتمام و حد كمال رسيد و در عرصهء روى زمين از سرحد روم تا اقصاى چين درس و فتوى را موضعى به نزاهت و موقعى به طراوت آن دو بقعه نشان نمىدهند و نفايس كتب