و سرشت ممكنات و ظلمتكدهء مادهء ستمكار و درخت هيولاى تاريك خبيث است . و در مقابل اين ها ثبات و قديم بودن و استقلال و تمام بودن و بي نيازى و وجوب از عالم قضاء الهى و سايهء نورانى ربانى است كه هيچ تغير و پوسيدگى و زوال و اضمحلالى به آن راه ندارد . و به وسيلهء تسويلات كلامى و برهانهاى فلسفى امكان ندارد كه كسى به اين حقايق ايمان آورد بلكه ايمان به آنها نيازمند است به قريحهء لطيف و قلب صيقلى شده و صفاى باطن كه با رياضت ها و خلوت نشسينى ها به دست مى آيد .
و قديم تر بودن در مراتب وجود بدان اعتبار است كه به قديم ذاتي اتصالش شديدتر و به آن آستان نزديك تر باشد . پس وجود به هر اندازه كه به مبدأش نزديك تر باشد حكم قديم بودن در أو ظاهرتر خواهد بود ، و گر نه بدان اعتبار كه هر موجودى با پروردگار و رب خود رابطهء خاصى دارد همهء فيض حضرتش قديم است ، و از اين رو فرمود : « و همهء منتّ هاى تو قديم است . »
شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 191
مساهمون: السيد الخميني
صشرح دعاى سحر ١٩١