اللهم إني أسئلك من منك باقدمه ، و كل منك قديم ، اللهم إني أسئلك بمنك كله .
« بار الها از تو سؤال مى كنم به قديم ترين منّت تو ، و همهء منتّ هاى تو قديم است ، بار الها از تو سؤال مى كنم به همهء منتّ هايت » .
تلازم قديم بودن منت با قديم بودن فيض
اين جملهء دعا صريح ترين شاهد است بر آنچه پيشوايان حكمت متعاليه و صاحبدلان از اهل معرفت بر آنند كه فيض حق تعالى قديم است ، زيرا خداى تعالى منّت بر موجودات نهاد كه به آنان افاضهء وجود فرمود ، بلكه وجودى كه از اوست آن وجود منبسط بر هياكل ممكنات است ، و آن وجود بدان اعتبار كه ظل قديم است خود نيز قديم است به قديمى أو ، و حكمى از براي خود أو و ذات أو نيست بلكه اصلا ذاتي ندارد تا حكمى داشته باشد ، هر چند از جهت يلي الخلقي حادث است به حدوث ممكنات .
پس حدوث و تغير و زوال و پوسيدگى و هلاكت از طبايع ماهيات