تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى سحر ( فارسى ) — صفحة شرح دعاى سحر 193

مساهمون:

صشرح دعاى سحر ١٩٣
زدوده‌اند و از خواب آن عالم بيدار شده‌اند ، اين آيات بر كسانى تلاوت شده كه از گورستان عالم طبيعت برخاسته و از زندان تاريك ماده و زنجيرهاى دست و پاگير آن رهايى يافته‌اند و همت نهايى خود را دنياى پست و آرايش و زينت هاى آن قرار نداده‌اند و به زمين دل نبسته و آن را براي خود وطن نساخته‌اند ، و اگر به دنيا آمدند براي كاشتن بوده نه براي درو كردن ، كه دنيا كشتزار آخرت است و ورودشان به دنيا به خاطر حركت انعطافى بود كه انسان به واسطهء آن حركت انسان واقعى مىشود و از دنيا به وطن اصلى خود كه جايگاه پدر ما آدم عليه السّلام بود باز مى گردد . مولوى بدين معنى اشاره مىكند كه مى گويد :
بشنو از نى چون حكايت مىكند وز جداييها شكايت مىكند
آنجا كه گويد :
هر كسى كو باز ماند از أصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش
آخر آنچه گفته است . بارى صاحبدلان در عالم دنيا حركت انعطافى دارند كه مقدمهء تكميل آنان است نه حركت استقامتى كه به فرمودهء شيخ عارف ما « دام ظله » پدر ما آدم مى خواست چنين حركتى را داشته باشد . آنان در دنيا مانند مسافرى هستند كه آمادهء كوچ و مهياى مسافرت است . نظر آنان به دنيا از آن روست كه دنيا نقشى است از آنچه در عالم غيب است ، چنان كه امام صادق عليه السّلام بنابر آنچه روايت شده فرمود : « من هر چه ديدم خداى را پيش از آن و به همراه