مختلف است ، زيرا انسان مظهر اسم كلّ يوم هو في شأن 55 : 29 است : « هر روزى أو در شأن تازهاى است » . پس در هر حالى و شأنى محبوبش با اسمى براي أو ظاهر مىشود و معشوق و مطلوبش به تجلى تازهاى از لطف و قهر و جلال و جمال براي أو تجلى مىكند .
هر دمش با من دلسوخته لطفى دگر است
اين گدا بين كه چه شايستهء انعام افتاد
گاهى مىشود كه با يك اسم دو گونه تجلى و دو طور ظهور مى نمايد ، يك جلوه به گونهء كثرت در وحدت و در اين حال بر زبانش سخنى جارى مىشود كه با حالش مناسب باشد و چيزى مى گويد كه دلالت بر وحدت دارد ، و مى گويد : « بار الها من از قول تو سؤال مى كنم » لفظ قول را مفرد مى آورد . و اگر به گونهاى ديگر بر أو تجلى كرد و تجلى وحدت در كثرت بود ، سلطان كثرت بر دل أو غالب آيد ، پس كلامى را مترنم مىشود كه مناسب با حالش بوده و دلالت بر كثرت نمايد ، و مى گويد : « بار الها من سؤال مى كنم به تمام ترين كلماتت » و كلمات را به لفظ جمع مى آورد . و اين يكى از اسرار آن است كه در دعاى شريف لفظ « قول » مفرد و لفظ « كلمات » به صيغهء جمع آمده است .
عدم منافات تجلى وحدت با سؤال قول رضى و أرضى
اشكال : تجلى به طور كثرت در وحدت با جملهاى كه در دعاست يعنى « رضايت بخش ترين قول تو » منافات دارد ، و همچنين با جملهء « همهء قول تو رضايت بخش است » زيرا كه كثرت در معناى اين دو