و از بعضى از صاحب نظران پرسيدم أو جوابى داد كه ذكرش مناسب نيست .
معناى رضى بودن همهء قول خدا
از اين مطلب كه بگذريم بايد متوجه بود كه قول خداى تعالى همهاش رضايت بخش است و هيچ سخطى در آن نيست ، زيرا حضرتش با قول تكوينى اش ماهيات را به راه راستشان كه وجود و كمالات وجود است هدايت فرمود ، و با قول تشريعى اش نفوس مستعد را هدايت فرمود تا در ناحيهء علم و عمل از قوه به فعل آيند .
پس هر كس كه با امر هدايت تكوينى يا تشريعى هدايت شده باشد به خاطر پيروى كردن امر تكوينى الهى و اطاعت امر « كن » ، و اطاعت قول تشريعى و اطاعت دستورات اوست . و آن كس كه هدايت نشده باشد به خاطر نداشتن استعداد و مخالفتش با امر تكوينى الهى بوده و شقاوت گريبانگيرش گشته و از دستورات شرعى أو اطاعت نكرده است .
و رضايت بخش ترين قول تكوينى همان قول ذاتي است كه به واسطهء آن قول ذاتي بود كه أسماء الهى در حضرت علمي ظهور يافت و اعيان ثابته را كه در غيب واحديت پنهان بودند قرع سمع كرد .
و رضايت بخش ترين قول تشريعى علم توحيد است كه به واسطهء فرشتگان و پيامبران بر بندگان خدا افاضه شده ، و علم تهذيب نفس است كه سعادت انسان به آن بستگى دارد . و از همهء اين ها رضايت بخش تر ، توحيد محمدى است كه در ليلهء مباركهء محمدى به وسيلهء كلام جمعى احدى قرآنى نازل شده است .