تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
را رعايت كرده از جامهء عزا كه جهت شاهزاده شيخ على پوشيده بودند بيرون آورد و به ضبط و نسق مملكت مشغول گشته امير مصطفاى قوشجى را داروغهء بغداد ساخت و مولانا شمس الدين ابهرى را ديوان آن‌جا مقرّر كرد « 1 » و عازم جانب ارّان شده تا حدود برزن رفت . امير هوشنگ سخن صلح گفته مقرّر شد كه ولايت آذربايجان تعلّق به سلطان داشته باشد و عراق عجم به سلطان بايزيد و عادل آقا و عراق عرب مشترك باشد و سلطان احمد داروغه و صاحب ديوان فرستد . برين قرار ، آقا بازگشته به سلطانيه آمد . امراى بغداد گفتند معتمدى فرست تا بغداد را براى تو ضبط كنيم . آقا باور كرده تورسن ، كه پسر خال او بود و بهادرى صاحب وجود ، به حكومت فرستاد . وزارت « 2 » به خواجه قوام الدين النجفى داد . جمعى كه پيشتر رفته بودند به بغداد رسيده عبد الملك تمغاچى مسلّط بود و پسران شاهزاده شيخ على را برگرفته خيال استقلال داشت . آن جماعت وسايل انگيختند تا ايشان را در شهر گذاشت . امّا هريك را چندان رعايت نمود كه ده يك آن در انديشهء كسى نبود . استفسار مهمّات كرده خواجه حمد اللّه قزوينى « 3 » را كه به تحصيل اموال آمده بود گفت حملى از زر سرخ و سفيد و اقمشه و اسلحه با خود ببر و زود بازآى تا تمام مال تسليم كنم و در همين روز كه خزانه بيرون مىرفت ، خبر آمد كه تورسن مىرسد . عبد الملك خزانه را موقوف
هامش
( 1 ) . ايضا : « و مولانا شمس الدين را به صاحب ديوانى فرستاد . » ( 2 ) . ايضا : « و وزارت او به خواجه . . . داد كه داماد امير عادل بود . » ص 226 ( 3 ) . در اين‌جا ، در ذيل جامع التواريخ آمده ( به اختصار ) : « بعد از يك هفته استفسار حال هريك نمود كه هريك به چه كار آمده‌اند . چون بر كماهى احوال واقف گشت با « بنده » گفت كه چون تو محصّلى وظيفه آن باشد كه حملى مقّرر كنم كه درين ولا پيرى و معتمدى با تو روانه سازم تا عذرخواهى نمايد . . . » آيا منظور از « بنده » همان خواجه حمد اللّه قزوينى است ؟ درين صورت حافظ ابرو ، از روى يادداشتها يا كتاب خواجه حمد اللّه كتاب خود را نوشته ؟ پيش از اين درين ذيل جامع التواريخ آمده بود ( ص 226 ) : « و مولانا شمس الدين ابهرى را به صاحب ديوانى فرستاد و تحصيل اموال قرارى و آنچه خاصهء او تعلق مىداشت به بندهء درگاه رجوع كرد و به طرف بغداد روانه كرد . » ظاهرا نويسندهء اين سطور نظام شامى است كه حافظ ابرو يادداشتها و نوشته‌هاى وى را لفظ به لفظ رونويس كرده است .