داشته ، بعد از انديشهء بسيار صلاح در متابعت ديد . تورسن با امراى بغداد كه به همراهى شاهزاده شيخ على رفته بودند به بغداد درآمده ، به وثاق مناسب فرود آمد .
عبد الملك به سلام او رفته چون پيش او درآمد ، با چند غدّار كه قاتل امير اسمعيل بودند فى الحال به قتل رسيدند و بغداد پرغوغا شده خانهء عبد الملك را غارت كردند و خزانه كه براى عادل آقا مىفرستاد در خانهء او غارت يافت و صداى بيت الظالم خراب ولو بعد حين از طنين زمان و زمين استماع رفت و تورسن از ضبط مملكت بغداد عاجز بود . سلطان احمد خبر يافته چون باد از تبريز عازم بغداد شد و شاه منصور از حبس قلعهء كراوتو خلاص يافته به سلطان پيوست و سلطان او را به انواع اعزاز سرافراز ساخته به بغداد برد و بغداديان دل از كار تورسن برداشته بيچاره از راه بعقوبه فرار نمود و او را گرفته به بغداد آورده با خواجه قوام الدين به قتل آمد و سلطان در بغداد متمكّن گشت و جمعى قصد غدرى داشتند . سلطان را معلوم شده به ياساق رسانيد و شاه منصور را به حويزه و شوشتر فرستاد و ديگر سلطان او را نديد و او حكم سلطان نشنيد و سلطان خواجه يحيى سمنانى را در بغداد گذاشته به تبريز رفت در بهار سنهء 785 .
وقايع سنهء خمس و ثمانين و سبعمائه
ذكر وفات دلشاد آغا و قتلق تركان آغا
در اين سال ، حرم محترم حضرت صاحبقران ، دلشاد آغا ، از پردهسراى غرور به مأواى سرور رفت و متعاقب او قتلغ تركان آغا « 1 » خواهر آن حضرت كه از خواتين عصر به خيرات گوى سبق برده بود و از خالص مال خود مدارس و خوانق ساخته از اين مرحلهء فانى رخت به عالم باقى كشيد . « 2 » آن حضرت بر فراق ايشان
هامش
( 1 ) . ظفرنامه : مهين خواهر آن حضرت .
( 2 ) . ظف : « و او را در جوار مزار شاهزاده قثم بن العبّاس رضى اللّه عنهما دفن كردند . » ص 260