چون برخوانى ز ثالث ذى قعده * معلوم شود ز « طيب الله ثراه » « 1 »
در مسجد جامع هرات ، به گنبدى كه در شمال مسجد است و مرقد سلطان مرحوم غياث الدين محمد بن سام حسين غورى بود مدفون شد .
بيت
تو گفتى كه آن شاه و الا انژاد * خود از مادر دهر هرگز نزاد
ذكر جلوس ملك غياث الدين پير على بر سرير دار الملك هرات
ملك غياث الدين پير على بعد از استقرار بر سرير حكومت دار الملك هرات ، خطهء سرخس و آن ناحيت را به موجب وصيت به برادر مسلم داشته در اموال آن ولايت توقعى نكرد و چندگاه استمرار يافت . اما اصحاب اغراض - كه زبانشان بريده باد - قواعد الفت و مؤاخاة متزلزل ساخته خار عداوت در راه مودت و مصافات انداختند تا شفقت برادرى به داعيهء بهترى و مهترى زايل شد . اگر نيكخواهان مراسم نصايح تقديم مىنمودند ، بدگويان در مقام القاى قبايح بودند تا دوحهء وفاق به شجرهء خلاف و نفاق مبدل شد و ملك محمد دعوى استقلال كرده نام ملك غياث الدين را از خطبه و سكه بينداخت . ملك غياث الدين با لشكرها متوجه سرخس شد . در روزى كه كفهء ميزان طيار شده حريف خريف به طلوع سهيل ميل انحراف از جادهء اعتدال هوا كرد .
هامش
( 1 ) . در كتاب روضات الجنات فى اوصاف مدينة هرات ، دو ماده تاريخ در فوت ملك معز الدين آمده است :وفات خسرو عادل ملك معز الدين * حسين بود دريغ آنچنان شهى هيهات
صباح شنبهء پنجم ز ماه ذى القعده * به سال هفتصد و هفتاد و يك به شهر هراتو اين رباعىآن را كه جهان پر از زر و زور شود * مانند حسين كرت در گور شود
بر دال دعا چو برزنى يك نقطه * تاريخ وفات خسرو غور شود