تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
فرمودى و قشلاق در سالى سراى ساحل جيحون معين ساخت و اوقات شبانروز پنج قسمت كرد . از مطلع طليعهء صبح صادق تا طلوع آفتاب به طاعت گذرانيدى و از چاشت تا پيشين بر آيين سلاطين نشستى و به غور معاملات رسيدى و تا آخر روز نشاط جانور پرانيدن فرمودى و از شام تا خفتن تا پوشيده‌رويان خلوت داشتى و بعد از آن به استراحت مشغول شدى و در زمان او ارزانى چنان بود كه گوسفند فربه به دينارى و خروارى اجناس به درمى ميسر مىشد و غلبهء حشم در آن مرتبه كه از اگر خيل خانه سوارى مىآمد كثرت لشكر در شمار نمىآمد . از حدود خراسان ، تا نهايت تركستان محكوم و فرمانبر ، ملوك معاصر مطيع و ممالك با سرها مطاع .

وقايع سنهء تسع و اربعين و سبعمائه

اوغانيان در گرمسيرات كرمان خرابى فراوان كردند و شاه شجاع در سن شانزده سالگى لشكر به جيرفت و رودبار برد و اوغانيان به قلعهء سليمان متحصن جسته احمال و اثقال و نفايس اموال ايشان را شاه شجاع غارت كرده قلعه را محاصره كرد و امير شيخ ابو اسحق اساس صلح ويران كرده « 1 » امير سلطانشاه جاندار را با لشكر گران نامزد كرمان و مكرانات « 2 » و استخراج مال هرموز كرد . مقرر آن‌كه مدد اوغانيان بوده با مظفريان محاربه نمايد . جناب مبارزى اين خبر شنيده بر سر جمع گفت : بيت
از عهدهء عهد اگر برون آيد مرد * از هرچه گمان برى فزون آيد مرد « 3 »
هامش
( 1 ) . مواهب « خواست تا گرمسير كرمان را به تصرف گيرد . » ( 2 ) . مواهب : « از طرف مكرانات و هرموز » ص 202 ( 3 ) . ايضا ( به اختصار ) : « امير شيخ مكتوبى به امير سلطانشاه نوشت مشتمل بر آن‌كه شش قشون لشكر به مدد او نامزد شده . بايد كه چون بدان‌جا رسند به اتفاق ايشان مدد و معاونت اوغانيان و جرماييان از سر گيرند . امير سلطان شاه به حكم سابقهء اخلاقى كه با حضرت خلافت پناه داشت مكتوب را به مطالعهء شريف رسانيد . . . . ص 202