تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
نظم
دو غدار هر سو يكى تاخته * به هر جانبى قصه‌اى ساخته
وزير را گفت كه پادشاه گريخته و پادشاه را گفت كه وزير از هم فروريخت . امرا و لشكر چون اين خبر يافتند ، مجموع عنان از جنگ برتافتند و در گريز به هر طرف شتافتند . سيورغان به گرجستان رفت و ديگران پريشان شدند . وزير و برادرش پير سلطان در جنگ پاى فشرده نظم
به هر سو كه باره برانگيختند * همى خاك با خون برآميختند
بعد از كوشش بسيار فرار نمودند . مصرع
چون سعادت نبود كوشش بسيار چه سود
وزير را در روز پنجشنبه در سه‌گنبدان مراغه « 1 » گرفته پيش امير على پادشاه آوردند و او را اكرام تمام نمود ، هرچند در دل [ ازو آزارها ] « 2 » داشت به جاى آن بدى رقم نيكى بر خاطر مىانگاشت . اما امرا در قتل آن وزير نيكو سيرت خوش صورت فرشته سيرت متفق بودند . امير على پادشاه به اكراه به قتل او رضا داد تا او را در حادى عشرين رمضان سنهء 736 شهيد كردند « 3 » و دشمنانش مىخواندند : شعر
و ان حيوة المرء بعد عدوه * و ان كان يوما واحدا لكثير
هامش
( 1 ) . ك ، همه‌جا مراغه - ذيل جامع : وزير سعيد و برادرش پير سلطان را در سه گنبدان مراغه در روز پنجشنبه بگرفتند . ( 2 ) . ف : آز و آرزوها - ك : آزار ( 3 ) . ظاهرا غياث الدين محمد را همان روز پنجشنبه 18 رمضان كشته‌اند و برادرش پير سلطان را روز يك‌شنبه 21 رمضان ( رك ذيل جامع التواريخ ص 150 تا 151 )